بایـــــرام

ینی ایلیز موبارک اولسون

آرخا سوزلوکی

+0 بئیندیم

بؤلوم : سوزلوک

آرخا : پشت

آرخا – آرخایا : پشت به هم
آرخا به آرخا : نسل در نسل
آرخادا بوراخماق : گذشتن از چیزی
آرخا چئویرمه ک : قهر کردن
آرخادا قالماق : عقب ماندن
آرخادان باخماق : از پشت سر مواظب بودن
آرخاسیندا دورماق : از کسی حمایت کردن
آرخادان وورماق : از پشت سر خنجر زدن
آرخاسی کسیلمه ک : قطع شدن و پایان یافتن چیزی
آرخاسی یئره گلمه ک : شکست خوردن و از پا افتادن
آرخاسی یئره گلمه ز : شکست ناپذیر ، کسی که از تلاش خسته نمی شود
آرخاسی اولماق : پشتیبان داشتن، ادامه داشتن
آرخاسیز : بدون حامی
آرخاسینا دوشمه ک : دنبال کاری یا چیزی را گرفتن
آرخاسینداکی : پشت سری
آرخاسینی یئره گتیرمه ک : کسی را مغلوب کردن
آرخالانماق : متکی بودن به کسی یا چیزی
آرخالی : کسی که پشتیبان و حامی دارد
آرخاسی جا : به دنبال کسی
*

يازار : اهرلی دوشنبه 1396.4.19 | باخيش لار (0)

بالیق سوزلوکی

+0 بئیندیم

بؤلوم : سوزلوک

http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/baliq.jpg

بالیق : ماهی

بالیق اوتان : مرغ ماهی خوار

بالیق قولاغی : گوش ماهی

ایلان بالیغی : مارماهی

اوزون بورون : ماهی خاویار

شور بالیق : ماهی دودی

خاشام بالیغی : ماهی سفید

سیف بالیغی : ماهی سوف

قیزیل بالیق : ماهی سفید

ناققا بالیق : گربه ماهی

دورنا بالیغی : اردک ماهی

بالینا : وال ، نهنگ

بالیق پولو : فلس ماهی

بالیق اونو : آرد ماهی

بالیق کوروسو : اشپل ماهی

بالیق یومورتاسی : تخم ماهی ، اشپل

بالیق کؤرپه سی : نوزاد ماهی

يازار : اهرلی دوشنبه 1396.4.19 | باخيش لار (0)

باش : سر

+0 بئیندیم

بؤلوم : سوزلوک


باش : سر
باش چخماق : سر در آوردن
باش آچماق : سرم خلوت شد
باش آشاغی : سرازیر ، سر به زیر
باش آغارتماق : مو در راه ( کسب تجربه ) سفید کردن
باش آغیرتماق : با پرحرفی باعث سردرد و مزاحمت کسی شدن
باش آغریدان : درد سر آور
باش آغریسی : سر درد
باش آغریسی وئرمه ک : موجب سر درد شدن
باشی آغریماق : سر درد داشتن
باش آلیب گئتمه ک : بدون اجازه واز شدت ناراحتی رفتن و دور شدن
باش اوجالتماق : سر بلند کردن ، موجب سربلندی شدن
باش ائندیرمه ک : سر خم کردن
باش باشا قویماق : سر به سر کسی گذاشتن
باش توتماق : به نتیجه رسیدن
باش دولاندیرماق : وقت گذرانی کردن
باش چه کمه ک : به کسی سر زدن
باش ساغلیغی : تسلیت
باش ساغلیغی وئرمه ک : تسلیت گفتن
باش قاتماق : کسی را سرگرم کردن
باش قاوزاماق : سر بلند کردن
باش قولاق آپارماق : سر کسی را بردن
باش کسه ن : بی انصاف ، جلاد
باش قیرخماق : تراشیدن سر
باش یوخاری : سر بالائی
باش یئمه ک : سر کسی را بردن
باش گؤسترمه ک : باش گؤرسه تمه ک ، ظاهر شدن
باش قوشماق : سر به سر کسی گذاشتن
باش قوشماق : اهمیت دادن به چیزی یا کاری
باش سوخماق : فضولی کردن
باش سیندیرماق : سر شکستن

يازار : اهرلی دوشنبه 1396.4.19 | باخيش لار (0)

بورج سوزلوکی

+0 بئیندیم

بؤلوم : سوزلوک

--------------------------------------------------

بورج : بدهی

بورج : قرض ، بدهی
بورج آلماق : قرض گرفتن
بورج آلیرام : قرض می گیرم
بورج آلیرسان : قرض می گیری
بورج آلیر : قرض می گیرد
بورج آلیریق : ( بورج آلیروخ ) قرض می گیریم
بورج آلیرسیز : قرض می گیرید
بورج آلیرلار : قرض می گیرند
بورج وئرمه ک : قرض دادن
بورج آلان : بدهکار
بورج ائتمه ک : قرض کردن
بورجو اولماق : بدهکار بودن
بورجلو : بدهکار
بورجسوز : بدون بدهی
بورجا دوشمک : بدهکار شدن
بورجا سالماق : کسی را بدهکار کردن
بورجونو وئرمه ک : بدهی اش را دادن
بوجونو دانماق : بدهی اش را انکار کردن
بورج خرج : قرض و قوله ، قرض و بدهی
بورجو خیرتده یه یئتیرمه ک : بدهی اش از سر بلا رفتن

يازار : اهرلی دوشنبه 1396.4.19 | باخيش لار (0)

بالاجا سوزلوک

+0 بئیندیم

بؤلوم : سوزلوک

http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/2sozluk.jpg

بالا = کوچک

بالا : کوچک
بالاجانا : کوچک
بالاجا : کوچولو
بالاجا - بالاجا : کم کم ، یواش یواش
بالاجا بوی : کوتاه قد
بالاجالاشدیرماق : کوچک کردن
بالالاندیرماق : کوچک کردن
بالاجالیق : کوچکی
بالاجالاندیرماق : کوچک کردن
بالاخانا : اتاق کوچک در بالای آخرین طبقه ساختمان
بالالیق : کوچکی
بالا- بالا : یواش یواش

يازار : اهرلی یکشنبه 1396.4.18 | باخيش لار (0)

پسوندها در ترکی آذربایجانی

+0 بئیندیم

بؤلوم : تورک یازیب تورکی دانیشاخ


http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/writing1.png

اجاق-اجک

این پسوند از بن فعلی ساخته می‌شود و برای اسامی ابزار و ... بکار می رود:

چاپاجاق، چاتاجاق، گلَجک،

آج-اج

از پسوندهای نادر و باستانی است. در برخی کلمات برای افاده مفهوم مبالغه مشاهده می‌شود:

آناج (مرغ مادر، ماکیان تخم گذار) قولاج (فاصله میان دو دست باز. بن: قول= بازو، دست) یاماج (سینه‌کش

کوه) آماج (هدف) اوروج (روزه‌دار، روزه)، تیخاج(پوزه بند)

آری-اری

از پسوندهای نادر است و مفهوم جهت گیری را افاده می‌کند:

ایچ (درون) ایچه‌ری (داخل، به سمت داخل) دیش (بیرون) دیشاری (به سمت بیرون) یوخاری (سمت بالا) ایله‌ری←ایره‌لی (به سمت جلو، پیش).

آق-اک

از پسوندهای بسیار رایج است. گفته می‌شود که این پسوند در اصل به صورت -قاق بوده که قاف اول حذف شده‌است: باشقاق← باشاق، بوجقاق← بوجاق (کنج، زاویه) این پسوند بیشتر برای اسم مکان و آلت به کار می‌رود. در اسامی اعضاء بدن نیز دیده می‌شود؛ چون این اعضاء نیز فی‌الواقع ابزارند.

قئیناق/قایناق (چنگال پرنده وحیوانات) دوزاق (دام برای گرفتن پرندگان) بوجاق (کنج-زاویه) یاناق (گونه) دوداق (لب) قولاق (گوش) داماق (سقف دهان) ببک (مردمک چشم) یولاق (کوره راه) آداق (نامزد) چاناق (پیمانه) بوداق (شاخه) اود (آتش) ←اوداق (آتش دان) تصور می‌شود اوجاق نیز تحریف شده اوداق باشد.

ـَل-ال-ل

این پسوند به بن فعلی و همچنین اسمی می چسبد و آنرا به یک مکانی منتسب می کند:

یئرَل(محلی)، اوخول(مکانی که در آنجا می خوانند، مدرسه، دانشگاه)

این پسوند می تواند کلمات مورد نیاز بسیار زیادی را در ترکی پدید آورد، مثلا:

یویونال(حمام)، بوشالتال،بوشالدال(دستشویی، مخلأ، آیاق آلتی، آیاق یولو)

آلاق-الک

از پسوندهای نادری است که بر بن اسمی افزوده می‌شود.اضافه شدن آن بر بن‌های فعلی نسبتاً رواج بیشتری دارد.

گوءبه لک (قارچ خوراکی) مازالاق (فرفره زمینی) دازالاق (طاس-کچل تمام) شاپالاق (سیلی) چییه لک (توت فرنگی) بیجه لک (ناقلا-بچه شیطان)

اونتو-اینتی-انتی

تیکینتی(ساختمان، آپارتمان)، تؤکونتو(افزونه، اضافی، بیرون ریختنی)، آلینتی(خریده شده ها)، پاتلانتی(بمب، منفجر شدنی) شاید این پسوند بصورت تی و تو باشد، بدین صورت که مثلا تیکیل + تی یا تؤکول + تی یا آلین + تی باشد.

آو-او-آی-ای-اوو

گمان بر این است که اصل این پسوند در ترکی باستانی به صورت -اقی بوده که قاف در اثر مرور زمان مرخم شده: گونه قی> گونئی (جنوب، جای آفتاب‌گیر) قوزاقی> قوزئی> قوزای (شمال- جای کم آفتاب). از این پسوند کلمات نسبتاً زیادی در زبان گفتاری رایج است: آلاو (شعله) یاناو (چوبهای جنبی سمت راست و چپ در چهار چوبه در) قیلوو (تیز کردن آلات برنده) قشاو> قشوو (وسیله‌ای برای تیمار و خاراندن چهار پایانی مانند اسب، قشو) یاغلوو (لباس چربی گرفته، در فارسی به صورت یغلا، یغلاوی به معنی ظرف آمده‌است.) قاچای (دونده، نامی برای مردان)

ایت-اوت


آرتــیغین اوخوماغا بورا کلیک اِئلین
يازار : اهرلی شنبه 1396.4.17 | باخيش لار (0)

گوزل تورکجه شعرلر ( نسیمی دن بیر گوزل شیعر )

+0 بئیندیم

بؤلوم : تورکی شعرلر


http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/old_book_box.jpg

منده سیغار ایکی جهان، من بو جهانه سیغمازام

گؤوهری لامکان منم، کؤونو مکانه سیغمازام

عرشله فرش و کافو نون منده بولوندو جومله چون

کس سؤزونو و ابسم اول، شرح و بیانه سیغمازام

کؤونو مکاندیر آیتیم، ذاتی دورور بیدایتیم

سن بو نیشانلا بیل منی، بیل کی، نیشانه سیغمازام

کیمسه گومانه ظن ایله اولمادی حق ایله بیلیش

حققی بیلن بیلیر کی، من ظنّو گومانه سیغمازام

صورته باخ و معنینی صورت ایچینده تانی کیم

جیسم ایله جان منم ولی، جیسم ایله جانه سیغمازام

هم صدفم، هم اینجییم، حشرو صیرات ادینجییم

بونجا قوماش و رخت ایله من بو دوکانه سیغمازام

گنجی- نیهان منم من اوش، عئینی- عیان منم، من اوش،

گؤوهری- کان منم من اوش، بحرو و کانه سیغمازام

گرچی موحیطی- اعظمم، آدیم آدامدیر، آدمم

دار ایله کونفکان منم، من بو مکانه سیغمازام

جان ایله هم جاهان منم، دهریله هم زامان منم
گؤر بو لطیفئیی کی من، دهرو زمانه سیغمازام

نجوم ایله فلک منم، وحی ایله هم ملک منم

چک دیلینی و ابسم اول من بو لیسانه سیغمازام

زرره منم، گونش منم، چار ایله پنجو شئش منم

صورتی گؤر بیان ایله، چونکی بیانه سیغمازام

ذات ایلیم صیفات ایله، قدر ایلیم برات ایله

گولشکرم نبات ایله، بسطه دهانه سیغمازام

نار منم، شجر منم، عرشه چیخان هجر منم

گؤر بو اودون زبانه سین، من بو زبانه سیغمازام

شمس منم، قمر منم، شهد منم، شکر منم

روحی- روان باغیشلارام، روحی- روانه سیغمازام

گرچی بو گون نسیمیم، هاشیمیم، قورئیشیم

بوندان اولودور آیتیم، آیت و شأنه سیغمازام



شاعیر: عماد الدین نسیمی


يازار : اهرلی شنبه 1396.4.17 | باخيش لار (0)

چگونه با ساز قوپوز آشنا شویم؟

+0 بئیندیم

بؤلوم : آشیق و آشیقلار

http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/QOPUZ.JPG

از دید تاریخ و جغرافیا موسیقی هر منطقه از تاریخ و زندگی آن منطقه متأثر می‌شود. موسیقی آشیقی قدیم‌ترین موسیقی این منطقه است که از بطن زندگی ملت آذربایجان برخاسته و از حیات اجتماعی آنان منشأ گرفته‌است. آهنگهای آشیقی به شش دستگاه موسیقی یعنی زابل سه‌گاهی، آورتا ماهور، راست، بیات شیراز، بیات کرد و شور محدود می‌شود. امروزه با توجه به آهنگهای آهنگسازان معاصر و شیوهٔ تنظیم موسیقی آنان به هارمونی و آکوردی جدید برمی خوریم که اصل و ریشهٔ آنها از زمانهای قدیم در ساز آشیقی آذربایجان وجود داشته‌است و از گذشته تا حال نواخته شده و می‌شود؛ به عنوان مثال در آکوردهای ساز تنوع اجرای فاصله‌های پنجم، چهارم و دوم که اکنون مورد توجه همه آهنگسازان جهان نیز قرار گرفته، قابل ذکر است. آهنگساز همیشه جاوید و نامی آذربایجان، دانشمند بزرگ اوزوئیرحاجی بیگ اف در خلق اپرای کور اغلو از همین آکوردها استفاده کرده‌است.

قوپوز (ساز) مادر همه سازهای آذربایجانی است. به همین دلیل در آذربایجان اسم عام “ساز” به طور خاص فقط به قوپوز اطلاق می‌شود. بعضی‌ها قدمت ساز را با تاریخ پیدایش و رشد تمدن در آذربایجان یکی می‌دانند. میرعلی سید سلامت در کتاب “مقدمه‌ای بر کتاب دده قورقود” و “اصلی و کرم” ساز و صنعت آشیقی را در اساطیر ترکی جستجو می‌کند. او بر این باور است که از بررسی دده قورقود و داستان‌های حماسی و عاشقانه آشیق‌ها می‌توان به این نتیجه رسید که موتیف‌های اساطیری پنهان در متن آن‌ها قطعا به دوران اولیه تمدن بشری مربوط است. یعنی آن زمان که هنوز اندیشه فلسفی و دینی شکل نگرفته و بشر اولیه دوران آنیمیستی (زنده پنداری) و توتمیستی را می‌گذراند.

این اسطوره‌شناس با تحلیل دقیق از محتوا و شکل داستان‌های آشیقی معتقد است که این آثار کهن بی‌شک مانند ادیسه‌ی هومر و یا گیل‌گمیش یکی از ابزارهای مهم شناخت تاریخ اندیشگی یک سرزمین است. او آشیق‌های امروزی را همان شامان‌های دوران کهن می‌داند. استاد و محقق محترم دکتر ضیا صدرالاشرافی برای اولین بار نشانه‌های آشیق‌ها را در تمدن ایلامی ‌شناسایی کردند. ایشان تصویر تنها مجسمه آشیق ساز به‌دست در موزه لوور پاریس را با توضیحی در مجله تریبون چاپ سوئد منتشر کردند. این مجسمه ۴۷۰۰ سال قدمت دارد و نوازده‌ای ساز به سینه را در حال داستان‌سرایی یا آواز خواندن به وضوح نشان می‌دهد.

گام 1 - تاریخچه ی ساز


روند تکاملی ساز و هنر آشیقی ساز مثل همه آلات موسیقی دیگر شکل اولیه خود را حفظ نکرده است. اما به طور کلی آنچه مهم است تحول نقش اجتماعی این هنر مردمی ‌است که در طول تاریخ بسته به دوران خود نقش و ویژگی تازه‌ای داشته است. مثلا اگر شامان‌ها را اجداد نخستین آشیق‌ها بدانیم، نقش آشیق در جایگاه شامان مراقبت از قبیله در مقابل نیروهای خبیث بوده است. او فردی بوده که با هنر جادویی کلام، موسیقی و حرکت‌های موزون نیروهای طبیعی را تسخیر و با ارواح ارتباط برقرار می‌کرده، بیماری‌ها را با نیروی ویژه‌اش شفا می‌داده و بلایای طبیعی را دور می‌کرده است.

بعدها نمود غیرقابل انکار آشیق در “کتاب دده قورقود” با نام اوزان نمایان می‌شود. دده قورقود در داستان‌های این کتاب شخصیتی پیغمبرگونه دارد. او به عنوان مردی حکیم با چهره‌ای روحانی و قدرتی معنوی حاضر می‌شود، در بین ایل حرمتی در حد تقدس دارد، عمرش بیش از عمر یک انسان معمولی است و از حکمت دنیا و ماوراالطبیعه باخبر است. قهرمانان از او نام می‌گیرند و مردم عادی از پندهای فیلسوفانه‌اش برای سوالات بنیادین بشر راجع به مرگ، زندگی، عشق و … پاسخ می‌یابند.

بی‌شک پدیده دده قورقود نه تنها برای بازشناخت هنر آشیقی بلکه برای شناخت تاریخ، فرهنگ و عادات زندگی مردم آذربایجان نیاز به بررسی‌های آکادمیک عمیق دارد. در دوران بعد از دده قورقود روند تکاملی آشیق و ساز را از داستان‌های حماسی مانند کوراوغلو و یا از داستان‌های عاشقانه مثل اصلی-کرم می‌توان دنبال کرد. گرچه تاریخ شکل‌گیری این داستان‌ها مشخص نیست و هنوز هم عناصر اساطیری در جای‌جای داستان‌ها مشخص است اما به طور کلی شکل معاصر این داستان‌ها مربوط به مناسبات دوران فئودالیته می‌باشد. آشیق در داستان‌ها نقشی اساسی در مبارزات مردم علیه خان‌ها و فئودال‌ها بازی می‌کند. 

صنعت آشیقی تنها در یک دوره زمانی خاص از شکل مردمی‌خود بیرون می‌آید و آن زمانی است که شاه اسماعیل که خود نیز شعر می‌سرود- آشیق‌ها را به مانند مریدان مذهبی به دربارش راه می‌دهد. چهار صد آشیق معروف آن زمان و در راس آن‌ها آشیق قربانی نقش مشوق‌های سپاهیان شاه اسماعیل صفوی قبل از جنگ را بر عهده می‌گیرند. آنها همچنین مراسم شادی و عزاداری حکومتی در دربار صفوی را برگزار می‌کنند. در این دوران و پس از آن عقاید مذهبی اسلامی‌با ادبیات آشیق‌ها آمیخته می‌شود.

در دوران قاجار “آشیق علعسگر” جدا از شخصیت مردمی ‌و عاشق‌پیشه‌اش درس حکمت و دین هم می‌دهد. هنگامی‌که عهدنامه ترکمنچای آذربایجان را به دو قسمت می‌کند باز این آشیق‌ها هستند که دردنامه گویای مردم این خطه می‌شوند و تاثیرات رنج جدایی را با آوای ساز در می‌آمیزند و باز می‌آفرینند. در دوران معاصر آشیق‌ها در محل تجمات مردمی‌حضور دارند. به همین جهت بررسی‌های اخیر درباره آشیق‌ها، آن‌ها را خنیاگرانی به شمار می‌آورد که در قهوه‌خانه‌ها و عروسی‌ها ترانه‌سرایی می‌کنند.

آشیق در انقلاب مشروطه برای حیدرعمی‌اوغلو، ستارخان و زینب پاشا شعر و داستان می‌سراید و روح انقلابی مردم را تقویت می‌کند. در انقلاب 21 آذر 1321 که منجر به خود مختاری یک ساله آذربایجان به رهبری محمد جعفر پیشوری شد صدای آشیق حسین جاوان با شفافیت بی‌نظیرش بر روی گرامافون‌های سنگی ثبت می‌شود. (بعد از این دوران ثبت و انتقال صدای آشیق‌ها به دوران بعدی شروع شد(.

وقتی که نویسنده مردمی ‌آذربایجان “صمد بهرنگی” در رود آراز غرق می‌شود، این ساز و آواز آشیق است که از زبان یاشار و اولدوز نغمه‌های پر از فراق و حسرت برای صمد بهرنگی باز می‌گوید. در انقلاب 57 در تب و تاب سیاسی جو دانشگاه تبریز آشیق حسن اسکندری سرود “من فدایی‌ام” را می‌خواند. بعد از انقلاب به مدت کوتاهی صدای آشیق‌ها از رادیو و تلویزیون دولتی به گوش می‌رسد اما به دلیل ممنوعیت موسیقی این هنر به مدت بیش از یک دهه به حاشیه رانده می‌شود. بعد از سال‌های 1370 با رشد حرکت‌های حق‌طلبانه ملی در آذربایجان آشیق‌ها در کنار این جنبش قرار می‌گیرند. در تجمعات اعتراضی مردمی ‌در قلعه بابک آشیق‌ها حضور محسوس و موثری دارند. همچنین به دلیل سیاست‌های نرم دولتی در مقابل موسیقی، هنر آشیقی به فستیوال‌های داخلی و خارجی راه می‌یابد. 

امروزه به دلیل تغییر فرم زندگی و رشد سریع فرهنگ شهرنشینی فرصت‌های ویژه این هنر مردمی‌محدود شده است. اگرچه در سال‌های اخیر فرم نوین‌تری هم از این هنر شکل گرفته که بی‌شک یکی از شاخص‌ترین نمودهای آن گروه دالغا و شخص چنگیز مهدی‌پور می‌باشد. ایشان ساز آذربایجانی را نت نویسی کردند و ملودی‌های آن را با تنظیم‌های مدرن‌تر و منسجم‌تری در کنسرت‌های مختلف ارائه دادند.

 

این جریان نوین به دنبال رشد کیفی آهنگ‌های ساز و تجربه‌های تازه در فرم و ساختار هارمونیک ملودی‌ها شکل گرفته است. اما با این وجود به دلیل کمبود مراکز علمی‌ تحت حمایت بودجه‌های دولتی و بی‌توجهی غیر مسئولانه به ارزش‌های موسیقی آذربایجان هنر آشیقی هم جزو میراثی به شمار می‌آید که نیاز به محافظت دارد و در صورت عدم توجه بخش مهمی‌از آن از میان خواهد رفت. بی‌شک ساز و هنر آشیقی می‌بایست همانند همه انواع موسیقی وارد مرحله تازه‌ای شود و آن امکان تبادل، تلفیق و تعاملی است که با موسیقی دیگر ملت‌ها می‌تواند داشته باشد. پر واضح است این مهم جز با شناختن و شناساندن این هنر افسون کننده میسر نخواهد شد.


http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/QOPUZ_2.JPG

گام 2 - پرده و اکتاو


 هارمونی‌های معاصر با ترکیبهای متنوع آنها از زمانهای قدیم در موسیقی آشیقی به کار می‌رفت. پس اهل موسیقی به خصوص آهنگسازان آذربایجان می‌باید به موسیقی آشیقی و آهنگهای آن آشنایی کافی داشته باشند.ساز عاشیقی، که عموماً با تک لغت ساز شناخته می‌شود، با قوپوز و چگور هم خانواده است و از جهات زیادی به باغلاما شباهت دارد. ساز کاسه‌ای حجیم و نیمه گلابی، از چوب درخت توت، و دسته‌ای از چوب درخت گردو و یا زردآلو است که روی آن سیم و پرده‌ها را برای نواختن آهنگ‌های گوناگون نهانده‌اند. ساز عاشیقی با مضراب نواخته می‌شود. روی بسیاری از سازهای عاشیقی تزییناتی از جنس صدف، استخوان یا پلاستیک‌های رنگی دیده می‌شود. ساز دارای ۲۰ پرده می‌باشد و از ۹ سیم تشکیل می‌گردد. در این آلت موسیقی هفت پرده اصلی و پنج نیم پرده وجود دارد. اولین پرده سیم اول ساز بر اساس اوکتاو «do» تنظیم می‌شود. پرده‌های این ساز بر اساس اوکتاو، به قرار زیر است:

 

باش پرده/ اوکتاو/ اول صدای «Re»

آورتا پرده / اوکتاو/ اول صدای «Mi be mal»

شاه پرده / اوکتاو/ اول صدای «fa»

ایاق دیوانی پرده/ اوکتاو/ اول صدای «sol»

بایاق پرده/ اوکتاو/ اول صدای «La be mol»

آیاق شاه پرده/ اوکتاو / اول صدای «si be mol»

بئچه پرده / اوکتاو / اول صدای «do»


گام 3 - ساختار،کوک،پرده بندی و قسمت های فنی ساز

http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/QOPUZ_3.JPG

آشنایی با ساز قوپوز

قوپوز، چوگور یا چُگور ، سازی است از خانوادهٔ سازهای زهی مقید از ردهٔ تنبور که به آن دوتار نیز می گویند. چگور مرکب از یک قطعه چوب مجوف بر شکل عودی کوچک است که دارای پنج وتر می باشد.

ساختار ساز قوپوز

ساختمان ساز قوپوز از یک کاسه طنینی گلابی شکل و دسته ای مانند دسته تنبور تشکیل می شود. کاسه اش از سه تار بزرگ تر است. نوعی از قوپوز ، دو تار فلزی دارد و به همین سبب به آن دوتار نیز می گویند.

نواختن ساز قوپوز هنوز هم میان ترکمن ها و ایرانیان آذری رایج است. چگور رایج در جمهوری آذربایجان و نواحی ترک نشین ایران، معمولاً نُه سیمه است و نسبتاً از دوتار و تنبور بزرگ تر است. چگور نزد عاشیق ها در آذربایجان قوپوز (و ساز) نامیده می شود و سازی شبیه باغلاما است.

تفاوت قوپوز معمول در منطقه همدان با قوپوز یا ساز عاشیق های مناطق دیگر آذربایجان و سازهای مشابه ترکیه ای (چؤگؤر، باغلاما، تامبورا و دیوان) در کوک سیمها و تعداد و فواصل پرده هاست؛ همچنین سازهای مذکور در شکل و اندازهٔ کاسه و صفحه تفاوتی اندک با هم دارند.

کوک قوپوز رایج در بین ترکهای همدان

قوپوز مورد استفاده در مناطق ترک نشین همدان معمولاً نه سیمه است و به طور معمول درحالت دست باز، سه سیم پایین قوپوز کوک re و شش سیم بالا کوک do دارند.

گونهٔ دیگر از کوک قوپوز هم به همین صورت است؛ جز اینکه سیم چهارم کوک sol می گیرد. این کوک، زارِنجی نام دارد و کاربرد آن در مقایسه با کوک پیشین، کمتر است. در گذشته گونه ای کوک به نام زنگ شتر رایج بود که امروزه تقریباً به فراموشی سپرده شده است.

برای اجرای مقامهای شبیه به دستگاه ماهور (یا راست پنجگاه همچون کوراوغلو) بهتر است سیم زارنجی (سیم چهارم) را فا کوک کرد. برای اجرای سه گاه ترکی بهتر است سیم زارنجی (سیم چهارم) را می کوک کرد.

پرده بندی قوپوز همدان

به طور معمول قوپوز دارای یازده الی سیزده پرده است؛ اما نوازندگان حرفه ای این ساز گاه چندین پرده روی صفحه چگور تعبیه می کنند (با نواری باریک از جنس حصیر یا نخ پلاستیکی). معمولاً غیر از پرده اول چگور که ربع پرده یا اصطلاحاً کرن است، بقیه پرده ها یا اصلی است یا نیم پرده. پرده هایی که در نواختن اغلب مقامها و نغمه های ترکی به کار می رود، عبارت است از اول، سوم، پنجم، هفتم، هشتم و دهم.

قوپوز نوازان در اجرای برخی از مقامها با انگشت شست بر سیمهای واخوان (شش سیم بالا) پرده گیری می کنند (عاشیقهای آذربایجان و به خصوص اوزانهای ترکیه در استفاده از سیمهای چهارم به بعد مهارت بیشتری دارند).

از تکنیکهای نواختن قوپوز می توان به نواختن سرانگشت سوم یا چهارم دست راست بر صفحه چگور اشاره کرد که در بین نوازندگان سازهای خانواده باغلاما در کشور ترکیه نیز مرسوم است. در پرده گیری نیز در حالت نزولی دست چپ بر دسته ساز، نوازنده معمولاً با انگشت سوم بر پرده la کرن پس از پرده la وsol بمل پس از پرده sol اشاره می کند. این فن در نواختن کمانچه محلی نیز کاربرد دارد.


گام 4 - تعدادی از آهنگ های ساز قوپوز

http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/QOPUZ_4.jpg

 سی و شش آهنگ در دستگاه سه‌گاه زابل است که استاد چنگیز  مهدی‌پور به شکل «نت» درآورده‌است. این آهنگها به شرح ذیل است:

 

  1. باش دیوانی
  2. دوبیتی
  3. زیل دوبیتی
  4. ذوالفقاری (آزافلی دوبیتی)
  5. قزاق دوبیتی سی
  6. کرم گؤزل‌له‌مه‌سی
  7. سلیان گؤزل‌له‌مه‌سی
  8. آران گؤزل‌له‌مه‌سی
  9. واقف گؤزل‌له‌مه‌سی
  10. دمیر گؤزل‌له‌مه‌سی
  11. اسفندیار گؤزل‌له‌مه‌سی
  12. یانیق کرمی
  13. قربانی
  14. دیلقمی
  15. فاخرالی دیلقمی
  16. باش‌ساری‌تِل
  17. داغلار بایاتیسی
  18. بادامی شکسته
  19. آزافلی گؤزلری
  20. آزافلی گرایلی
  21. باش دوراحانی
  22. باش نخجیوانی
  23. قربتی
  24. سلطانی
  25. یورد یِری
  26. واقف مخمس
  27. نارآغاجی نارچیچگی
  28. اسگی قایتاقی (قاراداغ شکسته‌سی)
  29. شیروانی
  30. نخجیوان گؤلؤ
  31. گیله‌ناری
  32. گؤدک دونو
  33. گؤگ گؤلَه گَل
  34. شَرَبانی
  35. بَگ تعریفی
  36. باش مخمس

برگزیده‌ای از کتاب عاشیق هاوالاری






يازار : اهرلی جمعه 1396.4.16 | باخيش لار (0)

آشیق هاوالاری

+0 بئیندیم

بؤلوم : آشیق و آشیقلار

  آشیق هاوالاری، دده لرین دئدیگینه گؤره 72 یادا 73 هاوادیر کی،بیر نئچه اوستاد آشیق اونو اؤز شئعرلرینده بیلدیرمیشدیر:
http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/ASHIQ_HEYDAR.jpg

_ دده علسگر:

دوققوزو بیرله شیب تاپیب اینجه یول

اون  بارماق  اونلاری  ائله ییر   قبول

72     هاوا    شاه پرده یه       قول

علسگر  بولدوغو ،  قازدی ، قاباخدا.

 

_ آشیق اسد:

کامیل اوستادلارین گولون درمه سن

حقیقتی سینه ن اوسته سرمه سن

73    هاوادان     خبر      وئرمه سن

اؤلوم   یئی دیر   سنه ، ائل قاباغیندا.

 

_ آزافلی میکائیل:

سن ائلیمین همدمی سن

آی صدفلی تئللی سازیم، 72 دیللی سازیم،

هم سئوینجی هم غمی سن

 آی صدفلی تئللی سازیم، 72 دیللی سازیم


آرتــیغین اوخوماغا بورا کلیک اِئلین
يازار : اهرلی جمعه 1396.4.16 | باخيش لار (0)

سوزلوک

+0 بئیندیم

بؤلوم : سوزلوک

چئشدک : صبحانه .

قیلیش قاناد : ابابیل .

قارانقوش : چلچله .

گولابتین : بیر نوع تزئینی پارچا .

آغی : کوون کیمی بیر اوت دور . کهلیک اوتو کیمی . نارین گوللری اولار . آنجاق سمی دیر .

اووچو پیریم : اوولاری حفظ ائیله ین .

خیل : دوغوزون آلت انگینده اولان بیر سوموک کی عاج سایاق اولار .

ککیره : بیر نووع آلاغ کی داوارلار اونو چوخ سئورلر . طامی آنجاق آجی اولار.

سلم : او آدام لارکی اللرینین دسترنج لرین یئییرلر .

خوگان : بیر شهر آدی دیر کی خمینی شهرین یاخین لیغیندا اولار . بو شهرین هامیسی تورک دیرلر .

زاغلی : گوی یا تقریبا بنفشه رنگینه اوخشار . اسلحه یا بو سایاق شئی لرده بو رنگی داها آرتیق گورمک  اولا بیلر .

تئر : خورجونون بویوکو . معمولا اونا سودولدوروب ؛ باشینا دا بیر تپه جک قویاردی لار .

چور : اوجا بویلو گول چولو دور کی بنفش رنگلی اولار .

سئلینتی : سئل دن سونرا گلن  .

گوزر : بوغدا – آرپاکی دویرلر خرمن ده . آنجاق هله آیریلمامیش سونرا سونبولدن . بیر آتا سوزونده بو لوغت بئله ایشله نمیشدیر : ... ت ایستر گوزر دویه / اونودا گوزل دویه

تاققیر : محکم

دویوش : ال آغاجی کی پالتاریوماقدا اوندان فایدالاناردی لار .

هامپا : او یئرکی ارباب اکینچی یه وئریب. بو هامپالیق ائدیر . اوزو اکیب – بیچیر . اوندان پول گوتورور .

ایت باسماق : بیر ایت کی خطری احساس ائدیب های  - کوی سالار  دئییر کی ایت باسیر .

سکمک : کهلیکین یئریشینه دئییرلر .

قاراواش : قولون دیشی سی

توتقال : چسب

ولیم : بیر تهر آغاج . میانا آغاج . تندیرده اوجاقدا یاندیرماق اوچون قویارلار .

حاللالیق : اکینچی لر ؛ کندلی لر بیچین دن سونرا شادیانه ائدنده اونا حاللالیق ائدیریک دئییرلر .

شده ره : لاپ بویوک الک .

سیر سیرا : هاوانین سویوغوندا سویون اوزو نازیک بیر تئل باغلار کی اونا سیر سیرا دئییرلر .

چن : یئردن قالخان بوخارا چن دئییرلر .

یال : داغین سره لرینده لوت یئرلره یال دئییرلر .

یال : بیر تهر یئمک . ایت لرین ده یئمک لرینه یال دئییرلر .

اوروائی : قدیم کولش مئیدانیندا کولشمه دن قاباق اوخونان شعرلره اوروائی دئییردیلر .


يازار : اهرلی دوشنبه 1396.4.5 | باخيش لار (1)

تورک وبلاق ، عزیز تورک دیلداشلاریما

آنا يارپاق

آرشيو

سوزلوک

آموزش مقدماتی قافیه

ايلگي

آختاريش

بؤلوم لر

ایل بایرامی (10)

تورکی دیل (10)

آشیق و آشیقلار (6)

آتا بابا سوزلری (7)

ینی خبرلر (8)

سوزلوک (11)

اوشاخلار اوچون ناغیل (2)

شعر یازماخ یول یوندمی (2)

اهنگ لرین یازیسی (12)

سای بیل (ریاضی) (2)

چالغی (موسیقی) (1)

آدلی سانلیلار (24)

تورک یازیب تورکی دانیشاخ (9)

تورکجه کیتاب (3)

گولملی لر (1)

آذربایجان (2)

تاریخیمیز (6)

کولتور (2)

شکیل لر (1)

آذری اویناماخ لار (3)

ائشیتملی سوزلر (10)

تورکی دیلین اوجالدانلار (4)

تورکی شعرلر (6)

 

يولداش لار

سون يازيلار

گنجه لی نیظامی دن بیر گوزل شعر

حروف الفبای گُرجی

حیوانلارین تورکی آدلارین اورگشح (نام های حیوانات به زبان ترکی آذربایجانی)

قالب های شعر عاشیقی

نسیمی کیمدی ؟

سید عمالدین نسیمی

قوربان بایرامیز موتلو اولسون

نسیمی دن بیر گوزل شعر

بو شیعر ایرج میرزانین قبرینین اوستونده یازیلیب

تاریخ‌ده بوگون

احمد قوام

آرخا سوزلوکی

بالیق سوزلوکی

باش : سر

بورج سوزلوکی

بالاجا سوزلوک

پسوندها در ترکی آذربایجانی

گوزل تورکجه شعرلر ( نسیمی دن بیر گوزل شیعر )

چگونه با ساز قوپوز آشنا شویم؟

آشیق هاوالاری

آرشيو

شهريور 1396

مرداد 1396

تير 1396

خرداد 1396

ارديبهشت 1396

فروردين 1396

اسفند 1395

باغلانتي لار

دیل اورگشمک

گوگلین سوزلوکی

فرانسه دیلین اورگشح

یئنی دیل اورگشح

فرانسه دیلینین وبلاقی

آذری اویناماخ (دانس)

آموزش مقدماتی قافیه

بیلیم سسی

سوزلوک

سورغو

سویرسیز تورک ویبلاق لاریندا نده چوخلی مطلب قویولا ؟







سايغاج

ايندي بلاق دا :
بو گونون گؤروشو :
دونه نين گؤروشو :
بو آيين گؤروشو :
بوتون گؤروش لر :
يازي لار :
باخيش لار :
يئنيله مه چاغي :

ايمكان لار

RSS 2.0