بایـــــرام

منیم حورمتلی دیلداشلاریم بیزی اوز باخیشلاریزینان سویوندورون

تاریخ‌ده بوگون

+0 بئیندیم

بؤلوم : تاریخیمیز


http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/library_b_2.png

بوگون : جوماخشامی (پنجشنبه)، ۲۴ آقوست ۲۰۱۷ میلادی برابردیر ۲ شهریور ۱۳۹۶ هجری-شمسی و ۱ ذی‌الحجّه ۱۴۳۸ هجری-قمری ایله

آقوست: بردعه‌نین ایشغالی، بیرلشمیش میلتلر تشکیلاتیندا ایلک قارادریلی نوماینده‌‌.


۹۴۴ — روسلار بردعه شهرینی اله کئچیرمیشلر.

۱۶۹۰ — هیندنین کلکته شهرینین اساسی قویولموشدور.

۱۸۱۵ — ایندیکی هولندین اساسی قانونو قبول ائدیلمیشدیر.

۱۹۱۲ — آلاسکا آمریکانین اراضیسینه قاتیلمیشدیر.

۱۹۱۴ — بیرینجی دونیا موحاریبه‌‌سی: آلمان اوردوسو بلژیکین نامور شهرینی اله کئچیرمیشدیر.

۱۹۳۱ — فرانسه و شوروی ایتیفاقی آراسیندا بیطرفلیک موقاویله‌سی ایمضالانیر.

۱۹۵۰ — ائدیت سامپسون بیرلشمیش میلتلر تشکیلاتیندا ایلک آمریکالی قارادریلی نوماینده‌‌ اولور.



يازار : اهرلی پنجشنبه 1396.6.2 | باخيش لار (0)

کوتاه درباره کلیبر

+0 بئیندیم

بؤلوم : تاریخیمیز

http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/kaleibar30.jpg

شهرستان کلیبر

شهرستان کلیبر یکی از شهرستان‌های استان آذربایجان شرقی است. طبق قرأین، شهرستان با منطقه تاریخی بَذّ (البَذّ؛ مثنی : بذّین /البذین ) ـ نیز بَد ـ منطبق است. ابن حوقل در سال ۳۶۷ هجری از کلیبر دیدن کرده و می‌نویسد، "سیاه کویه (قره داغ) کوهی بس بزرگ است و مردم آنجا به سیصد زبان تکلم دارند. در سراسر آن باغ‌ها و گل‌ها و آبراهه‌ها و نیز فلاحان دیده می‌شوند. سرزمینی پر برکت و حاصلخیز است، چنانکه میوه‌های آن هدر رود و خوردن آن رایگان است. در این ناحیه همیشه ابر است و آفتاب کمتر می‌تابد."

کلیبر دارای آب و هوای معتدل کوهستانی بوده و سراسر منطقه را جنگل‌های تنک و مراتع سرسبز پوشانیده و محل ییلاق عشایر دشت مغان و ارسباران(قره داغ) می‌باشد. این شهرستان تحت تأثیر آب و هوای خزری بوده و اغلب اوقات کوهستان هاای مرتفع را مه غلیظ می‌پوشاند. رود ارس از شمال آن می‌گذرد.

شهرستان کلیبر با ۳٫۷۰۲ کیلومتر مربع مساحت در ناحیه شمال شرقی استان آذربایجان شرقی واقع شده‌است. این شهرستان از سمت جنوب با شهرستان‌های اهر و ورزقان و از سمت غرب با شهرستان جلفا هم مرز است.

ارتفاعات مهم و پستی و بلندی ها : از لحاظ پستی و بلندی این شهرستان منطقه ای کوهستانی بوده و رشته کوه اصلی آن با نام قره داغ دارای قلل متعدد با ارتفاعات متفاوت باشد بیشتر قلل این رشته کوه در دو شهر اهر – کلیبر واقع شده و تنها قله سایگرم با ارتفاع 2750 متر در این شهرستان قرار دارد. قلل دیگر مانند گشت سر (2940 متر) قاضی بلاغ (2700 متر)، شیور (2652 متر)، سارپارق (2860 متر) و زینقالو (2900 متر) در دو شهرستان اهر و کلیبر استقرار یافته اند

یک گردشگر کانادایی کلیبر را اینگونه توصیف می‌کند، "شهری دورافتاده و خواب آلود در میا‌‌ن کوه‌های آذربایجان... مکانی است عالی‌؛ به طراوت و سر سبزی انگلیس و ورای ذهنیت ما از طبیعت کویری و خشک ایران. این جملات قابل تعمیم به اکثر قسمتهای شهرستان میشود که در غرب کلیبر واقع شده‌اند. در مسیر جاده کلیبر به عاشقلو، ییلاق‌هایی‌ همانند چپرلی و آغداش قرار دارند که میتوانند در صورت ترویج مناسب شهرستان را در موقعیتی منحصر بفرد قرار دهند. استراحتگاه‌های ساخته شده در دره مکیدی و آینالو به مکانهای جا افتاده گردشگری تبدیل شده اند، با این‌حال قلعه دره سی در ۳ کیلومتری جنوب غرب کلیبربعلت نزدیکی‌ به شهر موقعیت بهتری دارد  اخیراً در این منطقه عملیات اجرایی ساخت تله کابین و مجتمع تفریحی آغاز شده است. این مجموعه بسیار گسترده از بخشهای متنوعی مانند مجموعه تله کابین گردشگری، مجموعه رستوران های سنتی و مدرن، مجموعه اقامتی، مجموعه تفریحی و شهربازی، مجموعه ورزشی، مجموعه دهکده تندرستی، مجموعه شهرک سینمایی و رصدخانه، مجموعه باغ گل، باغ وحش، باغ پرندگان، پارک طبیعت، مجموعه خدمات عمومی و تجاری و فضاهای عمومی تشکیل شده است که در فازهای مجزا و زمان بندی های تعیین شده، اجرا خواهند شد.
نمایی از مراتع آغداش و چپرلی در اواسط خرداد.

بنا به نوشته روزنامه دنیای اقتصاد، تاسیسات آب‌درمانی متعلق که در تیر ماه ۱۳۹۲ راه اندازی شد، بزرگ‌ترین مجتمع آب درمانی کشور است. این مجتمع در زمینی به وسعت 12870 متر مربع در فاز اول احداث شده که شامل استخرهای سرپوشیده با سقف متحرک زنانه، مردانه، سونا و جکوزی، مجموعه رستوران، بوفه، کافی شاپ، سالن‌های ورزشی، بدنسازی، فضای بازی کودکان، رختکن‌های مجهز، پارکینگ و نمازخانه به علاوه واحدهای تجاری می‌باشد.

http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/kaleibar31.jpg

يازار : اهرلی یکشنبه 1396.2.31 | باخيش لار (0)

برگی از تاریخ: جلسه ی رد اعتبارنامه ی “پیشه وری”

+0 بئیندیم

بؤلوم : تاریخیمیز

یکی از کاستی هایی که سنت روشنفکری ایرانی از آن رنج می برد، عدم جسارت کافی در رویارویی با نقصان های موجود در سنت سیاسی دموکراسی خواهی در ایران است. روشنفکر ایرانی همواره از آخرین مباحث اجتماعی و فلسفی انسان محور و تعقل محور آگاه بوده است و بسیاری از وابستگان سنت روشنفکری در ایران اقدام به ترجمه ی این مباحث به زبان فارسی نموده اند؛ اما با نگاه به عملکرد بسیاری از اسامی نامی در این سنت، با نمودهای آشکاری از عدم درونی نمودن این ترجمه ها مواجه گشته و در وادی عمل شاهد چنان سخنان و کرداری از سوی روشنفکر ایرانی می گردیم که هیچ سنخیتی با اصول بنیادین و آشکار دستاوردهای تمدن بشری در حوزه ی تعقل و حرمت انسان و آزادی ندارد.

یکی از قربانیان این کاستی موجود در سنت روشنفکری ایران فرقه ی دموکرات آذربایجان و در صدر آن مرحوم سید جعفر پیشه وری می باشد. فرقه ی دموکرات آذربایجان به رهبری سید جعفر پیشه وری در برهه ای از تاریخ ایران می رفت که طلایه دار مدرنترین و زیباترین چهره از آزادی و دموکراسی گردد که ناگه از سوی جریان هایی که خود داعیه دار تجدد بودند مورد هجماتی واپس گرایانه گردید. سید جعفر پیشه وری علیرغم وجود اسناد مبرهن در استقلال عمل و فکر، به وابستگی متهم گردید و کشتار آذربایجانیان در چارچوب تمرکزگرایی آهنین محکوم به انکار در صفحات تاریخ نگاشته شده توسط روشنفکر ایرانی گردید.

در نوشتار حاضر به بازخوانی رد اعتبارنامه ی سیدجعفر پیشه وری با تکیه بر اسناد مجلس شورای ملی آن زمان در مجلسی خواهیم پرداخت که حزب توده را بر مسند چندین وزارت خانه نشاند و لیبرال ها در آن تشکیل فراکسیون دادند.

سید جعفر پیشه وری در انتخابات مجلس چهاردهم از سوی مردم تبریز به عنوان نماینده ی مجلس انتخاب گردید. مجلس چهاردهم در ایران در تاریخ ۶ اسفند ماه ١٣٢٢ خورشیدی مطابق با اول ربیع‌الاول ١٣۶٣ هـجری قمری افتتاح گردید. در این مجلس برای نخستین بار پس از تکراری بودن ادوار، تعداد ٨٠٠ کاندیدا بر سر ١٣۶ کرسی مجلس با هم رقابت کردند. در این دوره چون مدت زمان زیادی از ترک قدرت اجباری از سوی رضاشاه نگذشته بود و فرزند وی محمدرضا نیز هنوز زمان لازم برای تثبیت قدرت نیافته بود آزادی نسبی حکمفرما بود و بسیاری از جریان های فکری گوناگون در ایران توانستند راه به مجلس بیابند. در این میان پیشه وری نیز از سوی مردم تبریز به نمایندگی برگزیده شد. اما پیشه وری فردی ناشناخته در تاریخ ایران نبود. یازده سال در زندان رضاشاه به سر برده و با بسیاری از جریان های سیاسی در همان زندان حشر و نشر یافته بود. وی وزیر امورخارجه ی جمهوری گیلان بود و از نزدیک چنان که در خاطرات و استنتاق های خود به صراحت بیان می دارد طعم تلخ خیانت سرخ از سوی روس ها و پیش قراولان پرولتاریای جهانی را در جریان نهضت جنگل چشیده بود. بنا به خاطرات نویسی بسیاری از مؤسسین حزب توده وی از سوی توده ایها متهم به پشت نمودن به شوروی می گشت و از سوی ناسیونالیست-لیبرال ها اتهام وی انترناسیونالیست جهان وطنی بودن بود. در چنین شرایطی پیشه وری پای به کارزار گذاشت و به عنوان نماینده ی تبریز راه به مجلس ایران یافت. اما از همان نخستین روزها عدم صداقت به آرمان از سوی بسیاری از ندا دهندگان آزادی مشاهده گردید و علیرغم آنکه بسیاری از اعتبارنامه ها در جلسات نخست مجلس بررسی شد اعتبارنامه ی نمایندگان تبریز به بهانه ی برخی شکایت ها موکول به جلسه ی چهل و پنجم شد. اما بررسی این اعتبارنامه ها نکات قابل تاملی را در پی داشت که جز شرمساری چیز دیگری را برای روشنفکری ایران نمی تواند به همراه داشته باشد و آن چیزی جز نقض خود نبود. بدین گونه که در جلسه ی چهلم موضوع شکایت های وارد بر انتخابات آذربایجان بررسی شد و مجلس شورای ملی ایران رای به سلامت انتخابات آذربایجان داد.

پس از عدم توفیق جریانی نامعلوم در ایجاد خلل برای نمایندگی پیشه وری دومین کارشکنی بروز نمود که هیچ گونه سابقه ای در بررسی اعتبارنامه های نمایندگان در مجلس نداشت جز در بررسی اعتبارنامه ی آقایان خویی و پیشه وری از تبریز و آن بررسی اعتبارنامه از طریق رای مخفی با مهره ها ی سفید و سیاه بود.

    چون بسیاری از نمایندگان از نحوه ی این گونه بررسی اطلاع نداشتند در وهله ی اول و در جلسه ی بررسی اعتبارنامه ی آقای خویی مورد استفاده ی بی چون و چرا قرار گرفت اما هنگامی که جمعی از نمایندگان در جلسه ی بررسی اعتبارنامه ی پیشه وری نیز این پیشنهاد را دادند با اعتراض جمعی دیگر از نمایندگان روبرو شدند که این گونه رای گیری سبب ایجاد تقلب می گردد.

پس از انجام رای گیری مخفی رئیس مجلس اعلام کرد که صد نفر از نمایندگان در رای گیری اعتبارنامه ی آقای پیشه وری حضور داشتند که با ۵۰ رای مخالف در برابر ۴۷ رای موافق تصویب نشد. این اعلان نظر رئیس مجلس وقت با اعتراض جمعی از نمایندگان روبرو شد. نمایندگان معترض بر این باور بودند که رد نیز نشده است؛ چراکه بنا به نص صریح قانون برای رد اعتبارنامه های مجلس نیز باید نصف به علاوه یک از نمایندگان رای مخالف داده باشند. این اظهار نظر برخی از نمایندگان سبب ایجاد گفتگویی جدید در سیر رسیدگی به اعتبارنامه ی پیشه وری در مجلس گشت. چراکه به زعم بسیاری از نمایندگان اعتبارنامه ی جناب پیشه وری بنا به بندهای صریحی از قانون مجلس رد نشده بود. با به درازا کشیدن این بحث ها رئیس مجلس اعلان تنفس داد.

پس از پایان تنفس و آغاز دگرباره ی جلسه ی چهل و پنجم مجلس در بعد از ظهر، رئیس مجلس بیان نمودند که آقای پیشه وری چون جلسه ای در کمیسیون دارند لطفاً جلسه را ترک گفته و به کمیسیون بروند. سپس بیان نمودند که چون جلسه ی بعد از ظهر ادامه ی جلسه ی پیش از ظهر است این جلسه صورت مجلس ندارد. بدین طریق چگونگی نتیجه گیری در باب بررسی اعتبارنامه ی مرحوم سید جعفر پیشه وری مکتوب نگشت و تنها تاریخ سیاسی آذربایجان شاهد این سخن گشت که “اعتبارنامه پیشه وری در مجلس ملی ایران رد شد!”.


يازار : اهرلی چهارشنبه 1396.2.6 | باخيش لار (0)

ایکی یول آیریجینده؛ بیزیم آخر سؤزومیز- میرجعفر پیشه وری

+0 بئیندیم

بؤلوم : تاریخیمیز

1324 نجو ایلین شهریور آیی نین 12 سینده، آذربایجان دموکرات فرقه سی تبریزده ایشه باشلادی. ایکی گون سونرا "آذربایجان" روزنامه سی ده فرقه نین خبرلر و افکارینین ناشری عنوانیله تبریزده یایینلاندی. میر جعفر پیشه وری نین "ایکی یول آیریجینده؛ بیزیم آخر سؤزومیز" آدلی مقاله سینی کی آذربایجان روزنامه سینین ایلک نومره سینده یایینلانمیشدی، بیرینجی دفعه اولاراق "آچیق سؤ‍ز" اوخوجولارینا سونورام. روزنامه نین رسم الخطی دییشیلمه ییب، قورونوب ساخلانمیشدیر.


http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/rozname_demograt.jpg

تهراندان گلن خبرلر ایران خلق لرینین ایکی یول آیریجینده قرار دوتدیقلارینی گؤستریر. اوچ آی دان علاوه دیر کی مرکزده رسمی و قانونی بیر حکومت یوقدور. اکثریت گوج ایله صدر حکومتینی و یا اونین نظیرینی خلقه تحمیل ایتمگه چالیشیر. ملی عنصرلر ارتجاع خطرینی حس ایدیب اکثریتین تدبیرلری ایله چوق جدی بیر صورتده مبارزه آپاریرلار.

محاربه نتیجه سینده میدانه چیخان ظاهری دموقراسی اصولینی بیله اونلار محو ایتمگه باشلامیشلار. ایشیتدیگیمیزه گؤره دموقراتیک جمعیت لر قدغن ایدیلمیش، آزادی خواه روزنامه لر قاپادیلمیشدیر. بو جریانی انگلتره خارجه وزیری نین ایران حقینده ایراد ایتدیگی نطقی قوه تلندیرمیشدر.

ظاهرده ارتجاعی جریانین شعارلاری چوق پارلاق و آلدادیجی دیر. بو، حقه بازلیق و شیادلیق ایله میدانه آتیلان شعاردر کی دالیندا دیکتاتورلیک، قولدورلیک و استبداد گیزلنمشدر.

بونلار میهن پرستلیک و استقلال پرده سی آلتیندا آزادلیق حرکتنی پوزماغا چالیشرلار. مستر ایده و مستر بوین بو گؤستریشلر ایله گناهی ئوز متفق لری اولان شورالار اتفاقی نین اوستینه سالماغا چالیشرلار. شورالار اتفاقی نین سیاستیندن و جوابندن خبرمز یوخدور.

آنجاق بونی بیلیریک کی تمام بو تبلیغات آزادلیق حرکتی نین قاباغینی آلماق، دموقرات دسته لری بیگانه پرستلیک ایله اتهام ایدیب میداندان چیقارماق مقصدیله باشلانمشدر.

بو تصادفی دگلدر کی سیدضیا و اونین طرفدارلاری مستر بوین و مستر ایده نین سؤزلرینی عیناً تکرار ایتمکده درلر. بونلارین هاموسی بیر چشمه دن سو ایچیر. ایرانده قَوی بیر ارتجاعی دولت یاراتماق او دولتین  نوختاسینی لندن سیاستمدارلاری نین الینه تاپشرماق نیتینده درلر. تازه بیر رضاخان، معاصر بیر ایران هیتلری وجوده گتیرمَگه چالیشرلار. آذربایجان جماعتی بو ماجرایه خونسردلیک ایله باخا بیلمز.

تمام آغیرلیق بیزیم آرخامیزا دوشمیشدر. هرکس یئریندن تئز دورورسا آذربایجان حسابینه مقام قازانماق، وزارت و ثروت الده ایتمگه چالیشیر.


http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/iki_yol.jpg

آذربایجان آزادلیق علمداری اولدیغی ایچون تهراندا چئوریلن فریلداغلارا قربان اولا بیلمز. بیز دموقراسی و آزادلیغی وار قوه مز ایله ساخلاماغا آند ایچمیشیک، تازه بیر هیتلر میدانه چیقسادا اونین آذربایجانا یولی اولا بیلمز، تازا رضاخانلیق فکرینه دوشن خائن لرین آذربایجاندا حاکمیت سورمک آرزوسی اورَکلرینده قالاجاقدر.

آذربایجان ئوزی ئوز ایشلرینی اداره ایتمگه قادردر. اگر تهران حقه بازلاری لندندن آلدیقلاری الهام اوزه ره آزادلیغی محو ایتمکده دوام ایدرسه لر بیز بیر قدم ایره لی قویوب تمامینه اورادان قطع رابطه ایتمگه مجبور اولاجاییق.

قوی مرتجع لر و آزادلیق و دموقراسی اصولی علیهینه چالیشانلار ئوز حسابلارینی دوشونسونلر و ئوز تکلیفلرینی بیر دفعه قطعی صورتده آلسینلار.

تهران حکومتی گرک بیلسین کی او ایکی یول آیریجینده دایانمیشدر، آذربایجان ئوز یولینی انتخاب ائتمیش، او، آزادلیق و دموقارسی اصولینه دوغرو گیده جکدیر. اگر تهران ارتجاع یولونی انتخاب ائده رسه خداحافظ بویوروب آذربایجانسیز یولونه دوام ائتسین. بودور بیزیم آخر سؤزوموز.

“آذربایجان قزئته سی، نومره۱، شهریور۱۴، ۱۳۲۴ه.ش”

---------

متن فوق از روزنامه آذربایجان، شماره یک، دوره دوم، 14 شهریور 1324 شمسی نقل شده است. رسم الخط روزنامه حفظ شده است.


يازار : اهرلی چهارشنبه 1396.2.6 | باخيش لار (0)

کتاب های سوخته!

+0 بئیندیم

بؤلوم : تاریخیمیز


http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/ban-booksfire.jpg

1-"یک هفته از 21 آذر گذشت، رفتیم مدرسه. دیدم نام مدرسه را که 21 آذر مدرسه سی بود دوباره 15 بهمن کرده اند، مدیر جدیدی آمده بود، بچه ها می گفتند آقای رفعتی را گرفته اند، مدیر مدرسه در جلو صف به فارسی گفت: «بچه ها پیشه وری فرار کرد متجاسرین شکست خوردند و غائله تمام شد. پیشه وری رفت و زبانش را هم با خود برد! اکنون با هم می رویم تا مانده آثارش را نابود کنیم.» به صف شدیم و از کوچه تنگ، که به کوچه میرزا حسین واعظ مشهور بود، گذشتیم. توی میدان گذر لیلاوا، آتش شعله می کشید، بچه های دیگر مدارس هم آمده بودند، یک یک کتاب ها را انداختیم تو آتش، مدیر جدیدمان به هر بچه ای که کتابش را تو شعله می انداخت، یک شیرینی می داد. مدیران مدارس مواظب بودند که کسی کتابش را پنهان نکند. حتما آن را بیندازد تو آتش، من هم کتاب هایم را انداختم تو آتش. آن روز بعد از مراسم "کتاب سوزان" مدرسه را تعطیل کردند. گفتند بروید خانه تان، فردا بیایید.

پدر تو خانه ناراحت بود می گفت: «آخر کتاب چه تقصیری داشت.» ... پدر می گفت: «روزنامه ای زبان ما را به مسخره گرفته، زبان ترکی را زبان پیشه وری و زبان همسایه نام نهاده، آخر زبان چه ربطی به پیشه وری داشت، به همسایه داشت، مگر نسل به نسل با این زبان حرف نزده ایم؟...»

مادر گفت: «اینها خیال کرده اند که تو ایران حتی تو دنیا فقط یک زبان هست. اگر به فرانسه هم بروند آن جا هم، تابلوها را به مسخره خواهند گرفت.» پدر خندید و گفت: «خانم مثل همیشه باز هم گل گفتی، حرف حساب زدی»"

نقل از: کتاب "برادرم صمد بهرنگی، روایت زندگی و مرگ او"؛ اسد بهرنگی؛ نشر بهرنگی؛ تبریز1378؛ صفحه 61

2- "امروز ساعت 11 و نیم قبل از ظهر از طرف دانش آموزان و دانشجویان شهر تبریز در میدان مقابل شهرداری جشنی با حضور عده ای بسیاری از اهالی شهر و مخبرین مطبوعات پایتخت و افسران ارتش و مامورین دولت برپا گردید و قبلا در وسط میدان آتش بزرگی افروخته بودند و مقدار زیادی کتب کلاسیک ترکی را که فرقه ننگین دمکرات چاپ کرده و به زور می خواستند به کودکان تدریس نمایند. در میان کف زدن و هورای حضار و فریادهای زنده باد اعلیحضرت شاهنشاه محبوب ما و پاینده باد جناب اشرف قوام السلطنه و محو باد دشمنان آذربایجان و نابود باد خائنین ایران، تمام کتابها را در آتش ریختند."

نقل از: روزنامه آتش، چهارشنبه 27 آذر 1325

----------

دو گزارش متفاوت از مراسم کتابسوزان 26 آذر 1325 آذربایجان را ملاحظه نمودید. گزارش اول از نگاه دانش آموزی که علیرغم میل خود مجبور به شرکت در این نمایش ضد فرهنگی می شود.

اما گزارش دوم جای بحث بیشتری دارد. گزارش خبرنگار روزنامه آتش؛ شاید این اولین کتابسوزان تاریخ باشد که در حضور خبرنگاران انجام شده، آنها که خود را اهل قلم می دانند و متعهدند که جز حقیقت را نگویند.

این عمل آتش زدن کتابها آنقدر شنیع و عمل زشتی بوده که بسیاری از آزادیخواهان جهان این عمل را باور نمی کردند و فکر می کردند که این یک عمل تبلیغاتی از طرف هواداران حکومت ملی آذربایجان است. چرا که، در ذهن و باور آنها نمی گنجید که ارتش در حضور خبرنگاران به این عمل ننگین دست بزند و خبرنگاران هم این عمل را محکوم نکنند.

یکی از نکات حیرت آور در باره کتاب سوزی فوق و کلا جنایات انجام شده حین و پس از جنگ با حکومت ملی آذربایجان در سال 1325، بایکوت و سکوتی است که در این باره وجود دارد. تاکنون در ‌باره این رویداد به تفصیل و دقت سخن گفته نشده است. کلا و بنا به قاعده ای عمومی، نخبگان فرهنگی فارسی که همیشه از کتاب‌سوزان واقعی و یا فرضی عرب‌ها در ایران انتقاد می نمایند، هرگز اشاره ای به کتاب سوزان شاهنشاهی در آذربایجان نمی کنند. افزون بر آن، سوزاندن کتابهای ترکی توسط نیروهای دولتی و ارتش ایران در آذربایجان، نه در آن هنگام و نه تا به امروز با کوچکترین اعتراضی از سوی کتابداران و کارمندان کتابخانه‌ها و روشنفکران و ادبا و اهل قلم فارسی مواجه نشده است. حتی در بسیاری از موارد از حمایت ضمنی و آشکار آنها نیز برخوردار گردیده است.

--------

در میان سکوت وحشتناک مدعیان روشنفکری فقط صدای صمد وورغون شاعر شمال آذربایجان است که سکوت را می شکند و با سرودن شعر "یاندیریلان کیتابلار" و خواندن آن در کنفرانس صلح پاریس در خطابه اش فریاد مظلومیت آذربایجان و "فرهنگ تبعیدی اش"* را به سراسر جهان می رساند.


                                     یاندیریلان کیتابلار
                                       صمد وورغون

http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/Samad_Vurgun20.jpg


جللاد! سنین قالاق- قالاق یاندیردیغین کیتابلار

مین کمالین شؤهرتی‌دیر، مین اوره‌یین آرزیسی….

بیز کؤچه‌ریک بو دونیادان، اونلار قالیر یادیگار؛

هر ورقه نقش اولونموش نئچه اینسان دویغوسو،

مین کمالین شؤهرتیدیر، مین اوره‌یین آرزیسی….

×××

یاندیردیغین او کیتابلار آلوولانیر….یاخشی باخ!

او آلوولار شعله چکیب شفق سالیر ظولمته…..

شاعیرلرین نجیب روحو مزاریندان قالخاراق

آلقیش دئییر عشقی بؤیوک، بیر قهرمان میللته؛

او آلوولار شعله چکیب شفق سالیر ظولمته….

×××

جللاد! منیم دیلیمده دیر بایاتیلار، قوشمالار،

دئ، اونلاری هئچ دویدومو سنین او داش اوره‌یین؟

هر گرایلی پرده‌سینده مین آنانین قلبی وار….

هر شیکستم ائولادی‌دیر بیر مقدس دیله‌یین،

دئ اونلاری هئچ دویدومو سنین او داش اوره‌یین؟

×××

سؤیله سنمی خور باخیرسان منیم شعیر دیلیمه؟

قوجا شرقین شؤهرتی‌دیر فضولی‌نین غزلی!

سنمی ”ترک خر“ دئییرسن اولوسوما، ائلیمه؟

داهی‌لره سود وئرمیشدیر آذربایجان گؤزه‌لی….

قوجا شرقین شؤهرتی‌دیر فضولی‌نین غزلی!

×××

جللاد! یانیب اود اولسا دا، کوله دؤنمز آرزیلار،

طبیعتین آنا قلبی قول دوغمامیش اینسانی!

هر اوره‌یین اؤز دونیاسی بیر سعادت آرزیلار،

قانلار ایله یازیلمیشدیر هر آزادلیق دستانی….

طبیعتین آنا قلبی قول دوغمامیش اینسانی!

×××

ازل باشدان دوشمنیمدیر اوزو موردار قارانلیق…..

هر تورپاغین اؤز عشقی وار، هر میللتین اؤز آدی.

کاییناتا دگیشمه‌رم شؤهرتیمی بیر آنلیق،

منم اودلار اؤلکه‌سی‌نین گونش دونلو ائولادی!

هر تورپاغین اؤز عشقی وار، هر میللتین اؤز آدی!

×××

نه دیر او دار آغاجلاری، دئ کیملردیر آسیلان؟

اویونجاقمی گلیر سنه وطنیمین حاق سسی؟

دایان!….دایان!….اویاق گزیر هر اوره‌کده بیر آسلان،

بوغازیندان یاپیشاجاق اونون قادیر پنجه سی؛

اویونجاقمی گلیر سنه وطنیمین حاق سسی؟

×××

جللاد! سنمی، دئ قیریرسان فدایی‌لر نسلینی؟

میللتیمین صاف قانی‌دیر قورد کیمی ایچدیگین قان!

زامان گلیر…من دویورام اونون آیاق سسینی

شهیدلرین قییام روحو یاپیشاجاق یاخاندان؛

میللتیمین صاف قانی‌دیر قورد کیمی ایچدییین قان!…..

×××

بیر ورقله تاریخلری، اوتان منیم قارشیمدا،

آنام تومریس کسمه‌دیمی کیخسرووون باشینی؟

کوراوغلونون، ستارخانین چلنگی وار باشیمدا،

نسیللریم قویمایاجاق داش اوستونده داشینی؛

آنام تومریس کسمه‌دیمی کیخسرووون باشینی؟

×××

سور آتینی، دؤرد نالا چاپ! مئیدان سنیندیر ….آنجاق،

من گؤرورم آل گئیینیب گلن باهار فصلینی….

قوجا شرقین گونشی‌دیر یاراندیغیم بو تورپاق،

من یئتیردیم آل بایراقلی اینقیلابلار نسلینی؛

من گؤرورم آل گئیینیب گلن باهار فصلینی!  1947

------------

* عبارت فرهنگ تبعیدی را از مقاله صمد بهرنگی و افسانه عوام جلال آل احمد گرفته ام که به مناسبت مرگ ناباورانه صمد در آراز نگاشته است. جلال در این مقاله می نویسد: "یعنی که صمد مرد؟ که ما برایش آن همه آرزوها در سر می‌پختیم؟ این زبان روستای آذربایجان ـ این وجدان بیدار یک فرهنگ تبعیدی ـ این هم‌پالکی تازه به راه افتاده «هانس اندرسن» ـ این معلم سیار که از لای سطور «حیدر بابایه سلام» پا در راه گذاشته بود و به «ساوالان» و «خالخال» می‌گریخت؟ آخر نکند سر به نیستش کرده‌اند؟"


يازار : اهرلی چهارشنبه 1396.2.6 | باخيش لار (0)

امپراطوری مغول

+0 بئیندیم

بؤلوم : تاریخیمیز


امپراطوری مغول که در ابتدا حکومت بزرگ مغول نام گذاری شده بود، امپراطوری بزرگی بود که طی قرون ۱۳ و ۱۴ وجود داشت.
از آسیای میانه آغاز می‌شد و سرانجام از اروپای شرقی به دریای ژاپن کشیده شده و قسمت عظیمی از سیبری را تحت پوشش قرار می‌داد و به سوی جنوب پیش رفته و جنوب شرقی آسیا، شبه قاره هند و خاورمیانه را شامل می‌شد.

به همین دلیل است که به عنوان بزرگترین امپراطوری در تاریخ جهان شناخته می‌شود.

این امپراطوری در بیشترین حد خود به
 ۹۷۰۰ کیلومتر (۶۰۰۰ مایل) می‌رسد که مساحت ٣٣،۰۰۰٬۰۰۰ کیلومتر که ۲۴ درصد مساحت کل زمین است را تحت پوشش قرار می‌داد و بر جمعیتی بالغ بر ۱۰۰ میلیون حکمرانی می‌کرد.

امپراطوری مغول از وحدت قبایل مغول و تحت فرمانده ی چنگیزخان به وجود آمد.
چنگیز خان در سال ۱۲۰۶ به عنوان فرمانده کل مغول‌ها معرفی شد. امپراطوری، تحت رهبری او و فرزندانش در همه جهات جغرافیایی به سرعت رشد کرد.

امپراطوری پهناوری که شرق را به غرب پیوند می‌داد و نهایتاً به عنوان «تسویه حساب» فرهنگی در جهان عمل کرد. تحت فرماندهی مغولان ، فناوری‌های جدید، کالاها و 
ایدئولوژی‌های مختلف در سراسر اوراسیا منتشر شد.

محدوده این مبادلات از نقشه نگاری تا صنعت چاپ و از کشاورزی گرفته تا نجوم گسترش داشت.



يازار : اهرلی پنجشنبه 1396.1.31 | باخيش لار (0)

تورک وبلاق ، عزیز تورک دیلداشلاریما

آنا يارپاق

آرشيو

سوزلوک

آموزش مقدماتی قافیه

ايلگي

آختاريش

بؤلوم لر

ایل بایرامی (11)

تورکی دیل (10)

آشیق و آشیقلار (6)

آتا بابا سوزلری (8)

ینی خبرلر (8)

سوزلوک (11)

اوشاخلار اوچون ناغیل (2)

شعر یازماخ یول یوندمی (2)

اهنگ لرین یازیسی (12)

سای بیل (ریاضی) (2)

چالغی (موسیقی) (1)

آدلی سانلیلار (24)

تورک یازیب تورکی دانیشاخ (10)

تورکجه کیتاب (3)

گولملی لر (1)

آذربایجان (3)

تاریخیمیز (6)

کولتور (2)

شکیل لر (1)

آذری اویناماخ لار (3)

ائشیتملی سوزلر (11)

تورکی دیلین اوجالدانلار (4)

تورکی شعرلر (7)

 

يولداش لار

سون يازيلار

31 دسامبر به عنوان روز همبستگی تورک های آزربایجانی سراسر جهان در تقویم جمهوری آزربایجان

نجور تورکی شعرلر ده و یازیلاریمزدا حرکه لردن استفاده الیح (اموزش اعراب )

آتا بابا سوزلری

هوشنگ جعفری بویوک ایل شاعریمیز

گنجه لی نیظامی دن بیر گوزل شعر

حروف الفبای گُرجی

حیوانلارین تورکی آدلارین اورگشح (نام های حیوانات به زبان ترکی آذربایجانی)

قالب های شعر عاشیقی

نسیمی کیمدی ؟

سید عمالدین نسیمی

قوربان بایرامیز موتلو اولسون

نسیمی دن بیر گوزل شعر

بو شیعر ایرج میرزانین قبرینین اوستونده یازیلیب

تاریخ‌ده بوگون

احمد قوام

آرخا سوزلوکی

بالیق سوزلوکی

باش : سر

بایرام سؤزلوک لری

بورج سوزلوکی

آرشيو

آبان 1396

مهر 1396

شهريور 1396

مرداد 1396

تير 1396

خرداد 1396

ارديبهشت 1396

فروردين 1396

اسفند 1395

باغلانتي لار

دیل اورگشمک

گوگلین سوزلوکی

فرانسه دیلین اورگشح

یئنی دیل اورگشح

فرانسه دیلینین وبلاقی

آذری اویناماخ (دانس)

آموزش مقدماتی قافیه

بیلیم سسی

سوزلوک

سورغو

سویرسیز تورک ویبلاق لاریندا نده چوخلی مطلب قویولا ؟







سايغاج

ايندي بلاق دا :
بو گونون گؤروشو :
دونه نين گؤروشو :
بو آيين گؤروشو :
بوتون گؤروش لر :
يازي لار :
باخيش لار :
يئنيله مه چاغي :

ايمكان لار

RSS 2.0