بایـــــرام

ینی ایلیز موبارک اولسون

فطر بایرامی-نین اس ام اس لری

+0 بئیندیم

بؤلوم : تورکی دیل


آللاهیم! بیزه توفیق وئر؛ بو آیدا قازاندیخلاریمیزی، عؤمروموزون آخیرینا قدر ساخلایاق.
فطر بایرامی موبارک
##########################
اللاهیم! سنین آیین دان قوتولونجا، بیزی گناه لاریمیزدان دا قورتار و رحمت قاپیلاریوی بیزه آچ.
فطر بایرامی موبارک
##########################
فطر گلیب، یئمک لری چوخ یئیین/
پیتزا،کباب،تویوق لاردان یئیین/
گیزلین یئییردیز اگر رمضان دا/
شوال گلیب،آچیق آشکار یئیین!
فطر بایرامی موبارک
########################
اوروجلوق آیی گئددی، فطر بایرامی گلدی
مین حیف او گئددی، مین شکر بو گلدی
فطر بایرامی موبارک
#########################
اللاهین رحمت قاپیلاری باغلانیر!
مواظب اول قاپی آراسیندا قالمایاسان!
فطر بایرامی موبارک
######################
بو گؤزل فطر بایرامیندا، الله دان ایسته یک، اورییمیزی گلن ایله جان بوجور تمیز ساخلاسین
و غافل اینسانلاردان اولمایاخ
فطر بایرامی موبارک
############################
ارحم الراحمین آیی نین گئتمه یینه الوداع
اوباشدانلیق، افطار وقت لرینه الوداع
نعمت،رحمت،برکت آیی نا الوداع
ایشیقلی قدر گئجه لرینه الوداع
فطر بایرامی موبارک
##########################
!الله
بیزه یاردیم ائت بو بیر آیدا قازاندیغلاریمیری ساخلییاق و شیطان الیمیزدن آلماسین.
فطر بایرامی مبارک
######################
آی الله! بو آیدان چیخیریخ.. نه اولار یاردیم ائلییسن گناه لاریمیزدان دا چیخاخ..؟
فطر بایرامین مبارک
########################
بو گؤزل آیدا، گؤزل الله آ یاخینلاشدیق
نه اولار بیزیم بوتون گونلریمیز بو آی کیمین اولاردی؟
فطر بایرامین مبارک

يازار : اهرلی جمعه 1396.4.2 | باخيش لار (0)

سالروز تولد صمد بهرنگی 2 تیر 1318

+0 بئیندیم

بؤلوم : ائشیتملی سوزلر

 http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/behrangi_samsd_-_1.jpg

 صمد بهرنگی (۱۳۱۸ - ۱۳۴۷)


صمد بهرنگی ۲ تیر سال ۱۳۱۸ در محله چرنداب در جنوب بافت قدیمی تبریز در خانواده‌ای تهیدست به دنیا‌ آمد

پدرش عزت و مادرش سارا نام داشتند و وی دارای دو برادر و سه خواهر بود. پدرش کارگری فصلی بود که اغلب به شغل زهتابی زندگی را می‌گذراند.

صمد بهرنگی پس از تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در مهر ۱۳۳۴ به دانشسرای مقدماتی پسران تبریز رفت و خرداد ۱۳۳۶ از آنجا فارغ‌التحصیل شد.


http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/behrangi_samsd_-_2.jpg

از مهر همان سال و در حالیکه تنها 18 سال داشت آموزگار شد و تا پایان عمرکوتاهش، در آذرشهر، ماماغان، قندجهان، گوگان، و آخیرجان در استان آذربایجان شرقی که آن زمان روستا بودند تدریس کرد.

در مهر ۱۳۳۷ برای ادامه تحصیل در رشته زبان و ادبیات انگلیسی به دوره شبانه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز رفت و هم‌زمان با آموزگاری، تحصیلش را تا خرداد ۱۳۴۱ و دریافت گواهی‌نامه پایان تحصیلات ادامه داد.


http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/behrangi_samsd_-_3.JPG

بهرنگی در 19 سالگی اولین داستانش با نام عادت را نوشت. یک سال بعد داستان تلخون را که برگرفته از داستان‌های آذربایجان بود با نام مستعار «ص. قارانقوش» در کتاب هفته منتشر کرد و این روند با بی‌نام در ۱۳۴۲، و داستان‌های دیگر ادامه یافت.


بعدها از بهرنگی مقالاتی در روزنامه «مهد آزادی»، توفیق و ... به چاپ رسید البته با امضاهای متعدد و اسامی مستعار فراوان از جمله داریوش نواب مرغی، چنگیز مرآتی، بابک، افشین پرویزی و باتمیش و ... .

بهرنگی ترجمه‌هایی نیز از انگلیسی و ترکی استانبولی به فارسی و از فارسی به آذری (از جمله ترجمه شعرهایی از مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو، فروغ فرخزاد، و نیما یوشیج) انجام داد. تحقیقاتی نیز در جمع‌آوری فولکلور آذربایجان و نیز در مسائل تربیتی از او منتشر شده‌است.

در سال 1341 صمد از دبیرستان به جرم بیان سخن‌های ناخوشایند، در دفتر دبیرستان و بین دبیران اخراج و به دبستان انتقال یافت. یک سال بعد و در پی افزایش فعالیت‌های فرهنگی، با پاپوش رئیس وقت فرهنگ آذربایجان به کار صمد به دادگاه کشیده شد که متعاقبا تبرئه شد.

در سال 1342 کتاب الفبای آذری برای مدارس آذربایجان را نوشت که این کتاب پیشنهاد جلال آل‎‎‎احمد برای چاپ به کمیته‎‎‎ پیکار جهانی با بیسوادی فرستاده شد.

اما صمد بهرنگی با تغییراتی که قرار بود آن کمیته در کتاب ایجاد کند با قاطعیت مخالفت کرد و پیشنهاد پول کلانی را نپذیرفت و کتاب را پس گرفت و باعث برانگیختن خشم و کینه عوامل ذی‎نفع در چاپ کتاب شد.

سال 1343 همراه بود با تحت تعقیب قرار گرفتن صمد بهرنگی به خاطر چاپ کتاب «پاره پاره» و صدور کیفرخواست از سوی دادستانی عادی ۱۰۵ ارتش یکم تبریز و سپس صدور حکم تعلیق از خدمت به مدت ٦ ماه.

در این سال وی با نام مستعار افشین پرویزی کتاب انشاء ساده را برای کودکان دبستانی نوشت. در آبان همین سال حکم تعلیق وی لغو شد و صمد به سر کلاس بازگشت. سال‌های میانی دهه 40 مصادف بود با دستگیری و اعدام تعدادی از نزدیکان صمد به دست رژیم شاه و شرکت او در اعتصابات دانشجویی.

صمد بهرنگی در شیوه آموزشی و مضمون قصه‌های خود تلاش می‌کرد روح اعتراض به نظام حاکم را در دانش آموزانش پرورش دهد.

در این دوران ساواک به برخی از فعالیتهای بهرنگی حساس شد. تهدیدها آغاز شد و چندین بار در طول دوران زندگی خود مورد توبیخ و جریمه و حتی تبعید قرار گرفت.

صمد بهرنگی در 9 شهریور سال ۱۳۴۷ در رود ارس و در ساحل روستای شام‌گوالیک غرق شد و جسدش را ۱۲ شهریور در نزدیکی پاسگاه کلاله در چند کیلومتری محل غرق شدنش از آب گرفتند.

حدود یک ماه قبل از مرگ صمد بهرنگی، کتاب ماهی سیاه کوچولو چاپ شد و مورد اقبال مردم ایران و جهان قرار گرفت.


http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/behrangi_samsd_-_4.jpg

برخی از آثار صمد بهرنگی:

قصه‌ها:

  • بی‌نام - ۱۳۴۴
  • اولدوز و کلاغ‌ها - پاییز ۱۳۴۵
  • اولدوز و عروسک سخنگو - پاییز ۱۳۴۶
  • کچل کفتر باز - آذر ۱۳۴۶
  • پسرک لبو فروش - آذر ۱۳۴۶
  • افسانه محبت - زمستان۱۳۴۶
  • ماهی سیاه کوچولو - تهران، مرداد ۱۳۴۷
  • پیرزن و جوجه طلایی‌اش - ۱۳۴۷
  • یک هلو هزار هلو - بهار ۱۳۴۸
  • ۲۴ ساعت در خواب و بیداری - بهار ۱۳۴۸
  • کوراوغلو و کچل حمزه - بهار ۱۳۴۸
  • تلخون و چند قصه دیگر - ۱۳۴۲
  • کلاغ‌ها، عروسک‌ها و آدم‌ها
  • آه !ما الاغ‌ها
  • افسانه های آذربایجان ترکی

کتاب و مقاله‌ها:

  • کند و کاو در مسائل تربیتی ایران - تابستان ۱۳۴۴
  • الفبای فارسی برای کودکان آذربایجان
  • اهمیت ادبیات کودک
  • مجموعه مقاله‌ها - تیر ۱۳۴۸
  • فولکلور و شعر
  • افسانه‌های آذربایجان(ترجمه فارسی) - جلد ۱ - اردیبهشت ۱۳۴۴
  • افسانه‌های آذربایجان (ترجمه فارسی) - جلد ۲ - تهران، اردیبهشت ۱۳۴۷
  • تاپما جالار، قوشما جالار (مثلها و چیستانها) - بهار ۱۳۴۵
  • پاره پاره (مجموعه شعر از چند شاعر) - تیر ۱۳۴۲
  • مجموعه مقاله‌ها
  • انشا و نامه‌نگاری برای کلاسهای ۲ و ۳ دبستان
  • آذربایجان در جنبش مشروطه

يازار : اهرلی پنجشنبه 1396.4.1 | باخيش لار (0)

علی اقا واحید

+0 بئیندیم

بؤلوم : تورکجه کیتاب


http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/aliagha_vahed_1.jpg

علی آقا اسکندراوف متخلص به واحد شاعر بزرگ آذربایجان در سال ۱۲۷۴هجری شمسی در روستای ماساچیر در حومه باکو متولد و در سال ۱۳۴۴هجری شمسی در باکو چشم از جهان فروبست

علی آقا در یک خانواده روستائی زاده شد. بعد از چند سال تحصیل، مدرسه را ترک کرده و در شهر باکو برای امرار معاش به بقالی و سپس نجاری و خراطی مشغول شد. به دلیل استعداد و شوقی که به ادبیات داشت، روزنامه ها و نشریات مختلفی را که در باکو چاپ و منتشر می شدند مطالعه می کرد. اشعاری را که سروده بود برای دوستانش می خواند و بر اثر تشویق همین دوستان، مدتی را در نزد شاعر بزرگ باکو، عبدالخالق یوسف به فراگیری فنون شعر پرداخت. در جلسات ادبی که در منزل استادش برگزار می شد شرکت می کرد و از محضر ادبا و شعرائی چون آقاداداش منیری و صمد منصوری و عبدالخالق بهره می جست. اشعار خود را نیز در همین مجالس عرضه می کرد. تخلس واحد را نیز در همین مجلس ادبی به او دادند.
واحد در شعر و شاعری، در حدی بود که به وی{یادگار فضولی} می گفتند. اشعار او ورد زبان ها بود.  
بو فخر دیر منه واحد، کی خلق شاعری یَم          
بؤیوُک فضولی لرین خاک پای نیْن بیری یَم
 اوجالتدی عؤمروُموُ نَشو و نماسی اؤلکه میزین
نَه قَدَر وار بو جهان، هرگز اؤلمَرَم دئییرَم
و به راستی که واحد در بین اقوام ترک زبان جهان همیشه زنده است، چرا که اشعارش را مردم ازبر هستند و هنرمندان دنیای موسیقی بر شعر های واحد آهنگ می سازند و خوانندگان ترک زبان اشعارش را می خوانند.
علی آقا واحد برای اولین بار یکی از اشعار خود را در روزنامه ی اقبال باکو به چاپ رساند و بعد از آن همه ناشرین مجلات و روزنامه ها طالب چاپ اشعار وی شدند.
واحد در جوانی عاشق دختری به نام زلفیه شد. ولی زلفیه علی جوان را با همه ی احساسات پرخروش و عواطفی که مختص انسان هائی با روحیات شاعرانه است تنها گذاشت. علی بعد از شکست در عشق زندگی را طور دیگر می دید. و برای بیان دنیای تجرد خود به سرودن شعر روی می آورد.
دیندیر مَدی ای دل سَنی جانان، عجب اولدی
ائتدین نَه قَدَر ناله و افغان، عجب اولدی
یوُز دفع دئدیم وصل تمناسینه دوُشمَه
یاندیْردی سنی محنت هجران، عجب اولدی
واحد به شهریار، شاعر بزرگ جنوب آذربایجان ارادتی خاص داشت و همیشه آرزوی دیدار وی را داشت ولی افسوس که سیاست های آن زمان مانع از تحقق آرزوی علی آقا واحد شد. واحد شخصی وطن دوست است.
اوُرَگیمده او قَدَر سئوگی واریْمدیْر وطنه
نئجه کی بولبول شیدا اولور عاشق، وطنه
دوران زندگی شاعر شاعر با تحولات و رخدادها و دگرگونی های مختلف سیاسی و اجتماعی سپری شده است. قسمت های شمالی ارس و نواحی قفقاز که در اثر بی لیاقتی های شاهان قاجار از دامن ایران جدا و به روسیه ی تزاری الحاق شده، در ایام جوانی شاعر، دستخوش تحولات اجتماعی و سیاسی غیر قابل پیش بینی می شود. انقلاب بلشویکی لنین به دیار واحد می رسد و حکومت دیکتاتوری کمونیسم با نام اتحاد جماهیر شوروی همه سرزمین های روسیه و قفقاز را تحت تسلط خود در می آورد. با آغاز جنگ جهانی دوم و خود نمائی های استالین سبب حمله ی ارتش آلمان به  شوروی و اشغال اراضی آن می شود. در چنین شرایطی جوانان جمهوری خود مختار آذربایجان... نیز به جبهه های جنگ با آلمان نازی اعزام می شوند. واحد هر روز خبر کشته شدن هم ولایتی های خود را می شنود و در تقبیح هیتلر چنین می گوید:
بیلدی عالم هیتلرین خائنلیگین، ادنا لیغیْن
یاغدیْریْر میلیونلا دونیا خلقی نفرت دوُشمنه
حاضیْریْق واحد، صداقتله وطن اوغروندا بیز
هر زمان گؤستَرمَگه  قطعی جسارت دوشمنه
بعد از پایان جنگ استالین استبداد را به حدی رساند که هیچ کس جز به خواست حکومت مرکزی قادر به تفکر و بیان نبود و صاحبان فکر و قلم حق ابراز نظر در امور اجتماعی مخالف میل حکومت استالین  را نداشتند. در چنین اوضاع سیاسی علی آقا واحد در روزنامه ها و مجلات ترکی زبان فعالیت می کرد و چاپ اشعارش تضمینی برای فروش نشریه بود. و از آنجائیکه تعریف و تمجید از سیاست های حکومتی در رسانه ها، باعث ایجاد یک تفکر همگون با حاکمیت در جامعه می شود، علیهذا حکومت کمونیستی نیز سیاستی را در مدیریت رسانه ای پیش گرفته بود که تعریف و تمجید از استالین و خط فکری و سیاست های وی، به ابزاری برای ترقی و ارتقاء مقام و مال اندوزی برای دنیا طلبان شده بود و اکثر نویسندگان و ادبا قلم خود را در خدمت مجیز گویی به استالین و مداحی از حاکمیت کمونیستی به کار گرفته بودند. در چنین حالی واحد هرگز نخواست شعر خود را به دروغ و تملق آلوده کند و بر اثر همین رفتار کار خود را در مطبوعات از دست داد و علیرغم مراجعات مکرر ماموران حکومتی حاضر به همکاری و تعریف از حکومت کمونیستی و  استالین در نشریات نشد. یکی از کسانی که به دستور استالین  در جمع هیئات حاکمه ی باکو منصوب شده بود فردی به نام میر جعفر باقر اوف بود که به مرد خون آشام و جلاد معروف بود. وی چنان کرده بود که واحد تحت فشار مالی قرار گرفته و زندگی را به سختی می گذراند.
دولتیم سیم و زریم اولماسا «واحد» خوش دور
گنج طبعیم  دولودور گوهر اشعاریله

http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/trend_aliaga_vahid_190216_1.jpg

علی آقا واحد در هفتاد سالگی به سال 1965 میلادی چشم از جهان فرو بست. او تا آنجا مورد غضب عمال  حکومت کمونیستی شوروی قرار داشت که وقتی در اتاق مخروبه اش جان سپرد دوستداران و علاقمندانش از ترس مامورین حکومتی جنازه اش را مخفیانه به قبرستان انتقال دادند. چون خوف این را داشتند که به دلیل کینه ورزی اجازه ی دفن جنازه ی واحد را در باکو ندهند. جسم او رفت ولی روحش از این شاد بود که اشعارش در این جهان خواهند زیست تا ذوق های ادبی را سیراب کنند.

http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/Aliagha_Vahid_-.jpg


یوکلمه بیرینجی بولوم  1

یوکلمه ایکینجی بولوم   2

یوکلمه اوچو مونجو بولوم     1-1

یوکلمه دوردومونجو بولوم     2-1


يازار : اهرلی یکشنبه 1396.3.28 | باخيش لار (0)

زندگی نامه محمد فضولی

+0 بئیندیم

بؤلوم : تورکی دیلین اوجالدانلار

http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/fuzuli_baghdadi.jpg

مولانا حکیم ملا محمد فضولی،‌ شاعر و اندیشمند متفکر و شاعر سه زبانه‌ای است که تأثیر عمیقی در تاریخ ادبیات ترکی و عربی و فارسی بر جای نهاده است. نام او محمد، نام پدرش سلیمان بوده است. گفته شده که در سال 910 هجری در خانواده‌ای شیعی مذهب و آذربایجانی،‌ در جوار مرقد سید الشّهدا، در کربلا به دنیا آمده است. او را «بزرگترین شاعر ترکی آذربایجانی در سدهٔ دهم هجری قمری» می‌دانند از کودکی و کیفیت تحصیلاتش آگاهی‌هایی به دست نیامده است. در جوانی لقب «ملا» گرفته و مشهور به ملا فضولی بوده است. علوم عربی را نزد عالمی به نام رحمت الله و علوم ادبی را نزد «حبیبی» شاعر معروف آذربایجان آموخته و نیز با دختر رحمت الله ازدواج کرده و پسری عالم و شاعر با تخلص فضلی داشته است

پدر فضولی بنا به گفته ‹‹صادق بیگ افشار›› از ایل بیات بوده که یکی از 22 طایفه مهاجر ترکان اوغوز می باشد.



لقب «ملا» نشانه‌ی کلامی بودن وی و لقب «حکیم» بیانگر رویکرد او به فلسفه و حکمت است. به دیگر سخن، حکیم ملا محمد فضولی مانند ابوعلی سینا و بیشتر از او، توانست کلام و فلسفه را به گونه‌‌ای آشتی دهد و راه سومی در حکمت اسلامی بگشاید که بعدها از سوی حکیم ملا عبدالله زنوزی دنبال شد.

فضولی،‌ شاعری اندیشمند است و در شعر ترکی،‌ ید طولایی دارد. در مقدمه‌ی دیوان ترکی خود می‌گوید:
«علم سیز شعر اساسی یوق دیوار اولور و اساس‌سیز دیوار، غایتده بی‌اعتبار اولور».
یعنی:«شعر عاری از علم همچون دیواری بی‌بنیان باشد و دیوار بی‌بنیان را سرانجام اعتبار نشاید».
در همانجا،‌ از تحصیل علوم عقلی و نقلی و پرورش استعداد شعری خود با دانش و معرفت سخن می‌گوید و اعتقاد دارد که:«شاعری از الطاف الهی است که نصیب برخی از اولاد آدم می‌شود.» و شاعری را نوعی عبادت می‌شمارد.
استعداد سرشار و بی‌نظیر او، نقش عظیمی در دگرگون سازی ادبیات ترکی ایرانی دوره‌ی اسلامی داشته است و می‌توان گفت که نقشی را که نظامی در شعر فارسی ایفا کرده است، او در تاریخ شعر ترکی دارد. از روزگار خودش تا قرن‌ها بعد، بسیاری از شاعران نام آور ترکی‌سرا تحت تأثیر آثار او به خلاقیت شعری پرداخته‌اند، نظیره‌سازی و تضمین بر بسیاری از آثار او را بر خود افتخار شمرده‌اند. مانند: باقی (شاعر بزرگ عثمانی)، خیالی، نائلی، قوسی تبریزی،‌ ندیم، شیخ غالب، سید عظیم شیروانی، میرزا علی اکبر صابر و دیگر شعرای ترکی آشنای ایرانی، بر آثار او نظیره‌ها ساخته‌اند و او را «استاد الشّعرا» نامیده‌اند. به نظر یکی از فضولی‌پژوهان، فضولی در آفرینش شعری تحت تأثیر هیچ شاعری قرار نگرفته است و سراینده‌ای دارای شایستگی مستثنایی می‌باشد. آثار او پیش از دوره‌ی ستم‌شاهی در مدارس و تکایای کشورمان تدریس می‌شده است. کلیات آثارش در کتابخانه‌های ایران نظیر کتابخانه‌های آستان قدس رضوی، مجلس، ملی، دانشگاه تهران و جز آن محفوظ و مضبوط است.
مولانا حکیم ملا محمد فضولی بارها به منسوبیت قومی خود اشاره کرده، خود را «ترک زبان» نامیده است و این زبان را مناسبترین قالب بیان عواطف و احساسات خود دانسته است.
دیوان ترکی:
 در برگیرنده‌ی تحمیدیه‌ها، نعت‌ها، مراثی، قصائد، مسمطات، غزلیات، قطعه‌ها و انواع دیگر شعر ماست که با یک مقدمه‌ی منثور زیبایی آغاز می‌شود. این دیوان، نخستین بار در تبریز به سال 1247 هـ . چاپ شده است. دو بار نیز در تهران به صورت چاپ سنگی و سربی انتشار یافته است. در سال 1258 در بولاق (مصر)، در 1256 در عشق آباد،‌ در 1268 در اسلامبول چاپ شده است. پس از تغییر الفبای اسلامی ترکی به لاتین و اسلاو و روسی نیز بارها در بلاد اسلام با دیدگاه‌های گوناگون به نشر آن مبادرت کرده‌اند. نشرهای موجود ایران در 50 سال اخیر که می‌توان گفت، همه ساله به صورت افست،‌توسط کتابفروشی فردوسی تبریز به بازار عرضه می‌شود، از روی چاپ 1286 هـ . که در مطبعه‌ی تصویر افکار اسلامبول به عمل آمده، انجام می‌پذیرد. بخش غزلیات این دیوان،‌ در سال 1367 توسط آقای میر صالح حسینی (سولماز) با مقدمه‌ی مبسوطی چاپ شد. در سال 1357 نیز به هنگام برگزاری کنگره‌ی جهانی فضولی از سوی وزارت ارشاد در تهران، چاپ مغلوط و مشکوکی بیرون داده شد.
گزینه‌ای هم از غزلیات این دیوان، در سال‌های اخیر در تبریز از سوی آقای حسین فیض اللهی وحید چاپ شده است. نشر علمی و نوین کامل از آن را، اینجانب در سال 1384 با تعلیقات و کشف الابیات بیرون دادم. چندین شرح نیز بر آن نگاشته شده است که از شرح‌های معاصر و آکادمیک می‌توان کتاب درسی پرفسور دکتر خلوق ایپک‌تن را نام برد.
دیوان فضولی با یک دیباچه‌ی منثور آغاز می‌شود. سپس دو تحمیدیه و نه نعت می‌آید که آن‌ها را می‌توان از زیباترین آثار فضولی شمرد. مثلاً نعت معروف، به مطلع:
ساچما ای گؤز اشکدن کؤنلومده‌کی اودلارا سو،
ذوق تیغیندن عجب یوخ اولسا کؤنلوم چاک- چاک،
کیم بو دنلی دوتوشان اودلارا قیلماز چاره‌سو.
کیم مرور ایله بوراخیر رخنه‌لر دیوارا سو.
تا آنجا که می‌گوید:
طینت پاکینی روشن قیلمیش اهل عالمه،
سید نوع بشر، دریای دُرّ اصطفا،
قیلماق ایچون تازه گلزار نبوت رونقین،
معجزی بیر بحرِ بی‌پایان ایمیش عالمده کیم،
اقتدا قیلمیش طریق احمد مختارا سو.
کیم سپیبدیر معجزاتی آتش اشرارا سو،
معجزیندن ائیله‌میش اظهار سنگ خاره سو.
یئتمیش آندان مین- مین آتش خانه‌ی کفّاره سو.
در دیوان ترکی فضولی که این قلم ترتیب داده است، پس از قصائد (48 قصیده) بخش غزلیات می‌آید که شامل 410 غزل بسیار زیبای عرفانی و فلسفی است. اغلب آن‌ها 7 بیت است و به ندرت به غزل‌های 6 و 8 بیتی بر می‌خوریم. بسیاری از غزل‌های او را ترکی آشنایان هموطن ما از حفظ دارند. مانند غزل‌های با مطلع‌های:
دوستوم عالم سنین چین گر اولا دوشمن منا،
اول پریوش کیم ملاحت مولکونون سلطانیدیر،
پنبه‌ی داغ جنون ایچره نیهاندیر بدنیم،
جان وئرمه غم عشقه که عشق آفت جاندیر،
منی جاندان اوساندیردی جفادان یار اوسانمازمی،
*
* جان عالم سن، یئترسن دوست آنجاق سن منا.
حکم اونون حکمی دورور، فرمان اونون فرمانیدیر.
دیری اولدوقجا لباسیم، بودور ئولسم کفنیم.
عشق آفت جان اولدوغو مشهور جهاندیر.
فلکلر یاندی آهیمدن مورادیم شمعی یانمازی؟
پس از غزل‌ها،‌ 33 قطعه، 1 ترکیب بند، ساقینامه، مثنوی، 1 مسبّع، 1 مسدّس، 1 ملمع، 13 دوبیتی و 105 رباعی در دیوانش آمده است.
2- 3- 1. لیلی و مجنون: مثنوی عرفانی گرانقدری است که همچون نگینی در گستره‌ی ادبیات ترکی می‌درخشد. این مثنوی بارها در تبریز و تهران چاپ شده است و متأسفانه متن علمی و انتقادی آن را چون دیگر ذخایر فرهنگی اسلامی، مستشرقان ترتیب داده‌اند و در کشور خود ما در این باب فعلاً همتی به خرج داده نشده است. این اثر در وزن «مفعول مفاعیل فعولن» در سال 941 هـ . سروده شده است. فضولی این اثر را با توحیدیه، مناجات و نعت شروع می‌کند که مستشرقان اغلب در نشرهای خویشتن، این سه بخش را حذف کرده‌اند.
اغلب شاعرانی که پس از فضولی به ترکی یا فارسی، مثنوی لیلی و مجنون و یا هر مثنوی بزمی دیگر سروده‌اند، تحت تأثیر نبوغ او بوده‌اند. نسخه‌های خطی فراوانی از آن در دنیا موجود است. نخستین بار در تبریز در سال 1264 هـ . به چاپ سنگی رسیده است. چاپ‌های متعدد و متنوع از آن در شهرهای باکو و استانبول انجام پذیرفته است. چند اپرا و فیلم نیز بر اساس آن ساخته شده است که آوازه‌ی جهانی دارد و چندین بار در صحنه‌های تئاتر اجرا شده است و به چندین زبان نیز ترجمه شده است.
اثر گرچه مثنوی است، ولی در متن آن،‌23 غزل و دو مربع نیز داخل شده است که ما آن‌ها را به نشر نوین «دیوان اشعار ترکی فضولی» وارد کردیم. در مقدمه از اینکه در روزگار وی شعر و شاعری خوار شمرده می‌شده سخن گفته است:
اول دؤوره‌ده‌یم کی نظم اولوب خوار،
اول رتبه‌ده قدر نظم‌دیر دون،
. . . مین رشته‌یه طورفه لعل چکسم،
قیلماز آنا هیچ کیم نظاره،
. . . دؤوران ایستر کی خوار اولا نظم،
هر سؤز کی گلیر ظهورا مندن،
. . . من منتظرم وئرم رواجین،
تعمیر خرابا طالییم من،
اشعار اولوب کسادْ بازار.
کیم کُفر اوخونور کلام موزون.
مین روضه‌یه نازنین گول اکسم.
دئرلر گوله خار، لعله خاره.
بی‌عزت و اعتبار اولا نظم.
مین طعنه بولور هر انجمندن.
بیمار ایسه ائیله‌یم علاجین.
اِن شاءَ الله که غالیبم من . . .
پیش از فضولی چندین تن از شاعران ترکی زبان از جمله: شاهدی، نوایی، بهشتی، حمدی، قدیمی، جلیلی و . . . ماجرای لیلی و مجنون را به نظم کشیده‌اند و در زبان‌ فارسی نیز خبر از چند مثنوی، مانند مثنوی گرانجای نظامی گنجوی و نیز مثنوی عبدالرحمن جامی داریم. ولی هیچ یک از آن‌ها جز اثر نظامی، چون سروده‌ی فضولی این‌ همه شهرت قبول و آوازه نیافت. به گونه‌ای که اثر فضولی را در قریب به اتفاق کشورهای جهان،‌ آشنایان به ادبیات مشرق زمین می‌شناسند و ترجمه‌ها و روایت‌های غربی نیز اغلب بر ساختار منقول فضولی متکی است.
3- 3- 1. بنگ و باده: مثنوی عارفانه‌ای در 450 بیت که پیش از جنگ چالدران سروده شده و به شاه اسماعیل ختایی تقدیم شده است. در این اثر،‌ منظور از بنگ، سلطان بایزید دوم و منظور از باده، شاه اسماعیل است. این مثنوی چند بار در داخلِ کلیات فضولی در تبریز و تهران چاپ شده است.
در این داستان، باده بر بنگ برتری داده می‌شود. در آغاز آن تحمیدیه، نعت و ذکر فضائل و مناقب حضرت علی(ع) و مدح شاه اسماعیل ختایی آمده است. سپس در وصف باده سخن می‌رود. باده پس از وصف خود، برای بنگ، ایلچی می‌فرستد ولی ایلچی به باده خیانت می‌ورزد. باده قشون بر می‌دارد و به سوی بنگ روان می‌شود و در فرجام ماجرا بر بنگ غلبه حاصل می‌کند.
مثنوی در وزن «فاعلاتن مفاعلن فعلن» سروده شده است. پچوی در تاریخ خود از شاعر معروف عثمانی موسوم به غازی گرای نام می‌برد که بر این مثنوی نظیره‌ای زیبا سروده و آن را گل و بلبل نامیده است.
این مثنوی در 450 بیت سروده شده است و شیوه عنوان گذاری منظوم قرن نهم ادبیات ترکی آذربایجان در آن رعایت شده است. عنوان‌های برخی از فصل‌های آن چنین است:
هست این نعت احمد مختار،
و یا: شمه‌ای وصف حیدر کرار،
و یا: باشد این مدح شاه اسماعیل،
آغاز مثنوی چنین است:
ای وئرن بزم کائناته نسق،
عشق میخانه‌سین قیلان معمور،
کی ائدیب اول غرور جامینی نوش،
جمله‌دن مخفی اولا اسراری،
بوراخان جام عشقه نشئه‌ی حق.
سونان اوندان جهانا جام غرور.
اهل نطق اولا واله و مدهوش.
اولمایا هیچ کیم خبرداری . . .


يازار : اهرلی جمعه 1396.3.26 | باخيش لار (0)

دیوان تورکی حکیم ملا محمد فضولی

+0 بئیندیم

بؤلوم : تورکجه کیتاب

http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/page_1_ebook_fuzuli.JPG

کیتابین آددی   دیوان تورکی حکیم ملا محمد فضولی

دیل تورکجه

عربی الفباسینان

 مقدمه و تصحیح    دکتر حسین محمد زاده صدیق

877  یارپاق

6.32  مگابایت


یوکلمه لینکی



يازار : اهرلی جمعه 1396.3.26 | باخيش لار (0)

فضولی نین غزل لری

+0 بئیندیم

بؤلوم : تورکی شعرلر

http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/fuzuli_aa.gif

(10- 1)

 

قد انار العشق للعشاق منهاج الهدی

یا من احاط علمک الاشیاء کلّها

یا رب، همیشه لوءطفونو ائت رهنما مانا

زهی، ذاتین نهان و اول نهاندان ماسوا پئیدا

اشرقت من فلک البهجتِ شمسٌ و بِها

ائی اولوب معراج بورهان- علوّ- شان سانا

کارگر دوءشمز خدنگ- طعنه‏ی- دوشمن مانا

ائی ملک سیما کی، سندن اؤزگه حئیراندیر سانا

جام ایچره مئی کی، دایره سالمیش حوباب اونا

دوستوم، عالم سنین‏چین گر اولور دوشمن مانا

 

(20- 11)

 

کمال- حوسن وئریبدیر شراب- ناب سانا

رشته‏دیر جسمیم کی، دؤر- چرخ وئرمیش تاب اونا

عشق اطوارین موسلّم ائیله‏دی گردون مانا

غم دیاریندا اجل پئیکی گوذار ائتمز مانا

جانیمین جؤهری اول لعل- گوءهرباره فدا

غمدن اؤلدوم، دئمه‏دیم حال- دل- زار سانا

غمزه‏سین سئودین، کؤنول، جانین گرَکمزمی سانا؟

گرچی، ائی دل، یار اوءچون اوءز وئردی یوءز محنت سانا

ائی بی وفا کی عادت اولوبدور جفا سانا

شب کی، مفتاح- مه- نؤ اولا گنجینه گوشا

(30- 21)

 

فقر موءلکی تخت و عالم ترکی افسردیر مانا

شربت- لعلین کی، دئرلر چشمه‏ی- حئیوان اونا

هر زامان منظور بیر شوخ- ستمگردیر مانا

منیم تک هیچ کیم زار و پریشان اولماسین یا رب!

ائی ناوک- شؤقین سپر- سینه‏ی- احباب

صوءبح چکمیش چرخه، چالمیش داشه تیغین آفتاب

صوبح سالیب ماه روخوندن نقاب

غالبا بیر اهل- دل توپراغی‏دیر دوءرد- شراب

قیلسا وصلین شامیمی صوءبحه برابر، یوخ عجب

سن اوءزوندن عالمی رؤشن قیلیب سالدین نقاب

(40- 31)

 

کوهکن شیرینه اؤز نقشین چکیب وئرمیش فریب

اول کی، هر ساعت گوءلردی چشم- گریانیم گؤروب

روزگاریم بولدو دؤران- فلکدن انقلاب

درد- عشقیم دفعینه زحمت چکر دایم طبیب

پایبند اولدوم سر- زوءلف- پریشانین گؤروب

غئیره ائیلر بی سبب مین التفات اول نوش لب

وصلین منه حیات وئریر، فرقتین ممات

یوءرو، یئتیر منه ائی سیم- اشک، بیداد ائت

عکس-روخسارین ایله اولدو موزیّن مرآت

ائی اسیر- دام غم، بیر گوشه‏ی- مئیخانه توت

(50- 41)

 

بحر- عشقه دوءشدون ائی دل، ذؤق- دونیانی اونوت

مورده جسمیم الطفاتیندان بولور هر دم حیات

صبا اغیاردن پنهان غمیم دلداره اظهار ائت

خط روخسارین ائدر لوءطفده رئیحان ایله بحث

جهان ایچره هر فتنه کیم، اولسا حادث

ائی غوبار- قدمین عرش- برین باشینه تاج

جان چیخیر تندن کؤنول ذکر- لب- یار ائیله‏گج

کؤنلوم آچیلیر زوءلف- پریشانینی گؤرگج

مونحرفدیر ساقیا اندوه- دونیادن مزاج

اولور قدّیم دوتا عشقین یولوندا، هر بلا گؤرگج

(60- 51)

 

ائی کؤنول یاری ایسته جاندان کئچ

گر دئییل بیر ماه مهری‏لن منیم تک زار صوءبح

اگر موراد ایسه وئرمک صفای- جؤهر- روح

قانسی ماهین، بیلمزم، مهری‏له اولموش زار صوءبح

اول مشک بو غزاله اخلاصیم ائیله واضح

کیمسه‏ده روخسارینا، طاقت- نظّاره یوخ

نولا گر قوجسا میانین کمر- زر گوستاخ

رنگ- روییندن دم اورموش ساغر- صهبایه باخ

لب‏لرین تک لعل و لفظین تک دوءر- شهوار یوخ

گرمدیر شام و سحر مهرین‏له چرخ- لاجورد

(70- 61)

 

ناله‏دندیر نئی کیمی آوازه‏ی- عشقیم بولند

گؤز خطیندن مردومین محو ائتمه‏دن بولماز موراد

ائی مزاق- جانه جؤرون شهد و شکّر تک لذیذ

جلوه‏ی- عکس- روخون آیینه‏ده ائی اشک- حور

یانان عشق آتشینه آتش- دوزخدن ایمندیر

چشم- صورت بازیمه موژگان صفی هنگامه‏دیر

صبوح اوءچون منه دوءرد- مئی- شبانه یئتر

گه گؤزده، گه کؤنولده خدنگین مکان توتار

خوشام کیم دم به دم گریان گؤزوم اول خاک- پادندیر

پریشان خلق- عالم آه و افغان ائتدیگیمدندیر

(80- 71)

 

قبریم داشینه کیم، غم اودوندان زبانه‏دیر

جانی کیم جانانی اوءچون سئوسه، جانانین سئور

مهری کؤنلومده نهان اولدوغون اول ماه بیلیر

موژه‏م سرچشمه‏لر منزل قیلان آشوفته مجنوندور

غوبار- سجده‏ی- راهین، خط- لؤح- جبینیمدیر

دئمیش هر غؤنچه‏یه عاشقلیگین رازین صبا دئرلر

صبادن گوءل اوءزونده سوءنبول- پور پیچ و تاب اوینار

آه ائیله‏دیگیم سرو- خورامانین اوءچوندور

قانسی گوءلشن گوءلبونی سرو- خورامانینجا وار؟

وه نه قامت، نه قیامتف بو نه شاخ- گوءل- تردیر؟

(90- 81)

 

حوءسنون اولدوقجا فزون، عشق اهلی آرتیق زار اولور

ائی گوءل، نه عجب سلسله‏ی- مشک- ترین وار

لحظه- لحظه لبین آنیب ائدیجک افغان‏لار

تؤکدوکجه قانیمی اوخون، اول آستان ایچر

گیریب مئیخانه‏یه، موغ مشرب ایله کیم کی، خو ائیلر

ساچین اندیشه‏سی تحریک- زنجیر- جنونومدور

منده مجنوندان فزون عاشقلیک استعدادی وار

موقوّس قاش‏لارین کیم، وسمه بیرله رنگ توتموش‏لار

آشیان- مورغ- دل زوءلف- پریشانیندادیر

ساقیا جام توت اول عاشقه کیم، قایغولودور


يازار : اهرلی جمعه 1396.3.26 | باخيش لار (0)

فضولی نین غزل لری

+0 بئیندیم

بؤلوم : تورکی شعرلر

http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/fuzuli_big.jpg

جانیمین جوهری اول لعل گوهر باره فدا

عمرومون حاصلی اول شیوه رفتاره فدا

درد چکمیش باشیم اول خال سیاه قربانی

تاب گورموش تنیم اول طرّۀ طرّاره فدا

گوزلریمدن ساچیلان قطرۀ اشگیم گوهری

لبلریندن توکولن لولوی شهواره فدا

چاک سینمدن اولان قانلی جگرپاره لری

مست چشمینده اولان قانلی غمزۀ خونخواره فدا

پاره پاره دل مجروحی پریشانیمدن

سرکوینده اولان هر ایته بیر پاره فدا

جان و دل قیدینی چکمکدن ئوزوم قورتادیم

جانی جانانییه ائتدیم دلی دلداره فدا

ای فضولی نولا گر ساخلارایسم جانی عزیز

وقت اولارکیم اولا اول شوخی ستمکاره فدا


ملا محمد فضولی

يازار : اهرلی دوشنبه 1396.3.22 | باخيش لار (0)

محمد فضولی سچیلمیش تورکی شعرلری

+0 بئیندیم

بؤلوم : تورکی شعرلر


http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/fuzuli-500x280.jpg

یار  جور ائتمز مانا ، اغیار تعلیم ائتمه دن
بالله ، اغیار ائلیه ین احسانی یار ائتمز مانا
داغیدیر هر لحظه رخت عیشمی آهیم یئلی
هانسی نا حق ظلم دور کی ، روزگار ائتمز مانا
نقد جان تاراج غمدن ساخلاماق دشواردیر
عشق تا سنگ ملامت دن حصار ائتمز مانا
چرخ دن آشور مادان یادینله آه آتشین
قدر ائدیب گردون شرردن زر نثار ائتمز مانا
یاد لعلینله فضولی گوزله ییب راه عدم
وار بیر تدبیری اما اشکار ائتمز مانا


محمد فضولی

يازار : اهرلی دوشنبه 1396.3.22 | باخيش لار (0)

محمد فضولی تورکی غزل لری

+0 بئیندیم

بؤلوم : تورکی شعرلر

http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/fuzuli_baghdadi.jpg

 قد    انار  العشق    للعشاقی   منهاج    الهودی

سالک    راه  حقیقت     عشقه     ائیلر      اقتدا

عشق دیر اول نشاء کامل کیم ، اوندان دیر مدام

مئیده  تشویر  حرارت ،  نئیده  تاثیر   حرارت

وادی  وحدت  ، حقیقته    ،    مقام    عشق دیر

کیم ، مشخص اولماز اول وادیده سلطاندان گدا

ائله مز  خلوتسرای سرّ  وحدت  محرمی

عاشقی معشوق دن ،معشوقی عاشقدن جدا

ای کی ، اهل عشقه سوئیلرسن ،ملامت ترکین ائت !

سوئیله کیم ، ممکن مودور تغییر تقدیر خدا ؟

عشق کلکی چکدی خط حرف وجود عاشقه

کیم اولا ثابت حق اثباتیندا نفی ماعدا

ای فضولی انتها ذوق بیلدین عشقدن

بوئیله دیر هر عیش کی ، حق عادله قیلسان ابتدا


محمد فضولی


يازار : اهرلی دوشنبه 1396.3.22 | باخيش لار (0)

محمد فضولی

+0 بئیندیم

بؤلوم : تورکی دیلین اوجالدانلار


http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/fuzuli_baghdadi1.jpg


محمد فضولی (ترکی آذربایجانی: Məhəmməd Füzuli، ترکی استانبولی: Fuzûlî) یا ملا محمد بن سلیمان بغدادی ‏(۱۴۸۳-۱۵۵۶) شاعر و ادیب آذربایجانی است. او را «بزرگترین شاعر ترکی آذربایجانی در سدهٔ دهم» می‌دانند. پدر وی ساکن حله در عراق امروزی بود و محمد فضولی در آن‌جا به‌دنیا آمد و در بغداد پرورش یافت از این روی، سه زبان ترکی، فارسی و عربی را به خوبی می‌دانست و به هر سه زبان شعر سروده‌است. او را یکی از پایه‌گذاران سبک هندی می‌دانند.

مردم این دیار را با  من   اثر شفقت و عنایت نیست

یادر ین قوم نیست معرفتی   یا مرا هیچ قابلیت نیست


http://bayram.arzublog.com/uploads/bayram/fuzuli-500x280.jpg

محمد پسر سلیمان در حدود سال ۱۴۸۳ در عراق به‌دنیا آمد. در منابع معتبر از جمله مجمع‌الخواص صفحهٔ ۱۰۳ حله به عنوان محل تولد فضولی برشمرده شده است، اما در برخی منابع دیگر کربلا یا نجف هم آمده است. پدرش سلیمان بود که به حله مهاجرت کرد و قاضی آن شهر بود. «پدر فضولی بنا به گفتهٔ «صادق بیگ افشار» صاحب تذکرهٔ «مجمع الخواص» –که به زبان ازبکی نوشته شده– از ایل بیات بوده که یکی از ۲۲ طایفه مهاجر ترکان اوغوز می‌باشد.» او در حله و سپس بغداد تحصیل کرد و یکی از استادانش «ملک الشعرای حبیبی» از شاعران حروفی بود. حدود هفتاد ساله بود که در بغداد درگذشت.

آثارترکی

·       دیوان شعرها

·       شاه و گدا

·       لیلی و مجنون

·       مثنوی بنگ و باده که به شاه اسماعیل تقدیم شده است.

·       روضه

·       حدیقت السعداء

·       صحبت الاثمار که گفت و گوی بین چند میوه است و یکی از نخستین کتاب های ادبیات کودک به شمار می رود.

·       شکایت نامه

·       رساله معما

 

آثار فارسی

·       دیوان شعرها

·       رند و زاهد

·       صحت و مرض

·       انیس القلب

·       ساقی نامه (هفت جام)

·       روح نامه (سفرنامه روح یا حُسن و عشق)

 

آثار عربی

·       مطلع الاعتقاد

·       دیوان اشعار عربی

 


آرتــیغین اوخوماغا بورا کلیک اِئلین
يازار : اهرلی دوشنبه 1396.3.22 | باخيش لار (0)

تورک وبلاق ، عزیز تورک دیلداشلاریما

آنا يارپاق

آرشيو

سوزلوک

آموزش مقدماتی قافیه

ايلگي

آختاريش

بؤلوم لر

ایل بایرامی (10)

تورکی دیل (10)

آشیق و آشیقلار (6)

آتا بابا سوزلری (7)

ینی خبرلر (8)

سوزلوک (11)

اوشاخلار اوچون ناغیل (2)

شعر یازماخ یول یوندمی (2)

اهنگ لرین یازیسی (12)

سای بیل (ریاضی) (2)

چالغی (موسیقی) (1)

آدلی سانلیلار (24)

تورک یازیب تورکی دانیشاخ (9)

تورکجه کیتاب (3)

گولملی لر (1)

آذربایجان (2)

تاریخیمیز (6)

کولتور (2)

شکیل لر (1)

آذری اویناماخ لار (3)

ائشیتملی سوزلر (10)

تورکی دیلین اوجالدانلار (4)

تورکی شعرلر (6)

 

يولداش لار

سون يازيلار

گنجه لی نیظامی دن بیر گوزل شعر

حروف الفبای گُرجی

حیوانلارین تورکی آدلارین اورگشح (نام های حیوانات به زبان ترکی آذربایجانی)

قالب های شعر عاشیقی

نسیمی کیمدی ؟

سید عمالدین نسیمی

قوربان بایرامیز موتلو اولسون

نسیمی دن بیر گوزل شعر

بو شیعر ایرج میرزانین قبرینین اوستونده یازیلیب

تاریخ‌ده بوگون

احمد قوام

آرخا سوزلوکی

بالیق سوزلوکی

باش : سر

بورج سوزلوکی

بالاجا سوزلوک

پسوندها در ترکی آذربایجانی

گوزل تورکجه شعرلر ( نسیمی دن بیر گوزل شیعر )

چگونه با ساز قوپوز آشنا شویم؟

آشیق هاوالاری

آرشيو

شهريور 1396

مرداد 1396

تير 1396

خرداد 1396

ارديبهشت 1396

فروردين 1396

اسفند 1395

باغلانتي لار

دیل اورگشمک

گوگلین سوزلوکی

فرانسه دیلین اورگشح

یئنی دیل اورگشح

فرانسه دیلینین وبلاقی

آذری اویناماخ (دانس)

آموزش مقدماتی قافیه

بیلیم سسی

سوزلوک

سورغو

سویرسیز تورک ویبلاق لاریندا نده چوخلی مطلب قویولا ؟







سايغاج

ايندي بلاق دا :
بو گونون گؤروشو :
دونه نين گؤروشو :
بو آيين گؤروشو :
بوتون گؤروش لر :
يازي لار :
باخيش لار :
يئنيله مه چاغي :

ايمكان لار

RSS 2.0